حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

پس از جنگ به شمار می‌رفت، عوامل ایدئولوژیک نیز نقش برجسته‌ای در شکل‌گیری سیاست‌های رهبران حزب کارگر ایفا کردند.
«حزب کارگر همواره خود را عمدتاً حزبی سوسیالیستی می‌دانست و تنها تا حدودی وابسته به مارکسیسم. سازمان و آموزه‌های آن از دل جنبش اتحادیه‌های کارگری بریتانیا که رویکردی عمل‌گرایانه داشت و همچنین از ایده‌آل‌های اصلاح‌طلبی مسیحیِ نوع‌دوستانه و قدیمی بیرون آمده بود، که گاه به فاز رادیکالیسم اجتماعی و سیاسی وارد می‌شد و میراث لیبرالیسم را به خود اختصاص می‌داد. این سنت شاخصِ جنبش طبقه کارگر بریتانیا، که در سال‌های آتی نیز پابرجا ماند، با وجود اتخاذ برخی نظریه‌های مارکسیستی، دکترین استعماری حزب کارگر را نیز تعیین کرد.»22
حزب کارگر بریتانیا تا سال ۱۹۱۴ دکترین ضداستعماری مشخصی نداشت که آن را از احزاب سوسیالیستی قاره اروپا متمایز کند. «در سال ۱۹۰۰، به رهبری برنارد شاو و سیدنی وب، انجمن فابیان حتی آشکارا از امپریالیسم حمایت کرد و موضع طرفدار بوئرها که توسط لیبرال‌های برجسته اتخاذ شده بود را رد کرد.»23
اما در سال‌های بعد، تأثیر چهره‌هایی چون سیدنی الیور، سی. آر. باکستون، مری کینگزلی و ادوارد مورل ـ که نمایندگان سنت لیبرال یا رادیکال محسوب می‌شدند ـ خود را نشان داد. آنان بیشتر به شرایط واقعی مستعمرات علاقه‌مند بودند تا به نظریه‌ای درباره امپریالیسم. این افراد خواهان اصلاحات فعالانه‌تری برای بهبود وضعیت بومیان بودند، نه صرفاً عقب‌نشینی قدرت استعماری.
«هابسون دکترین مشخصی را برای حزب کارگر فراهم کرد، چراکه او امپریالیسم استعماری را از منظر اقتصادی تفسیر می‌کرد؛ با این حال، هابسون نه سوسیالیست بود و نه حتی مارکسیست، بلکه یک اصلاح‌طلب رادیکال به شمار می‌رفت که با مطالبه سیاست استعماری روشن‌گرانه، مفهوم سرپرستی را پیش‌بینی کرده بود.»24
در طول جنگ جهانی اول، حزب کارگر اصل قیمومت را که بعدها اساس جامعه ملل شد، پذیرفت و کنترل بین‌المللی را به یکی از محورهای اصلی برنامه استعماری خود تبدیل کرد. در این میان، دو هدف وجود داشت: «نخست، جلوگیری از رقابت‌های تازه قدرت‌های جهانی برای تصاحب مستعمرات، و دوم، جایگزینی بهره‌کشی سرمایه‌داری با سیاستی اصلاح‌گرایانه که به توسعه ملت‌های عقب‌مانده کمک کند و آنان را برای خودگردانی آماده سازد.»25
افزون بر این دو هدف، حزب کارگر نه تنها «خواستار تدوین دقیق‌تری از اصل قیمومت و سیستمی تعریف‌شده از کنترل بین‌المللی بود»26، بلکه حتی بیش از آن، در پی آن بود که همه مستعمرات به‌نوعی تحت نظر جامعه ملل قرار گیرند. در سال‌های بعد، حزب کارگر خواستار تعمیم اصل قیمومت به تمامی مستعمرات اروپایی شد.
اما برخلاف حزب کارگر بریتانیا، حزب سوسیالیست فرانسه (SFIO)به اصل همگون‌سازی (assimilation) علاقه‌مند بود، نه خودگردانی – که هدف سیاست قیمومت محسوب می‌شد – و از این رو علاقه‌ای به ابتکارات حزب کارگر بریتانیا نشان نداد.
حمایت حزب کارگر از اصل قیمومت و بعدها از سیاست «اعطای تدریجی خودگردانی»، کمک کرد تا نوعی اعتماد پایه‌ای میان کشور مادر و رهبران ملی‌گرا در مستعمرات شکل

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!