حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

گیرد. چنین رویکردی، تا حدی، در شکل‌گیری جامعه کشورهای مشترک‌المنافع مدرن (Commonwealth) به‌عنوان یک نهاد چندنژادی مؤثر واقع شد.
این بررسی به‌وضوح نشان می‌دهد که حزب کارگر آشکارا ایدئولوژیک است. این حزب بر ضرورت برابری ـ چه میان طبقات اجتماعی و چه میان نژادها ـ تأکید دارد. برابری در فرصت‌ها و حتی در پاداش‌ها و مزایا (یا دست‌کم نزدیک به برابری) از دیدگاه حزب کارگر اهمیت زیادی دارد. تأمین اجتماعی در اولویت بسیار بالایی قرار دارد. حزب کارگر از گسترش مالکیت عمومی و/یا کنترل دولتی حمایت می‌کند. در سیاست خارجی نیز حزب کارگر «در قطع هزینه‌های دفاعی و بستن پایگاه‌های نظامی در خارج، بسیار کمتر از هر دولت محافظه‌کار دیگری دچار تردید می‌شود.»27 همچنین حزب کارگر «نگاهی منطقه‌ای و به‌شدت ضد استعماری» دارد.28
رها کردن هند را می‌توان نقطه‌ آغازی مناسب برای بررسی نگرش‌ها و ایده‌های سیاست‌گذاران حزب کارگر در مورد فرآیند استعمارزدایی از امپراتوری بریتانیا و شکل‌گیری جامعه کشورهای هم‌سود مدرن دانست. این رویکرد به دو دلیل اتخاذ شده است. نخست آنکه هند همواره از سوی نخبگان سیاسی بریتانیا به‌عنوان «گوهر تاج امپراتوری بریتانیا» شناخته می‌شد. می‌توان گفت یکی از دلایل اصلی گسترش امپراتوری در شرق، حفاظت از هند بوده است. این باور وجود داشت که اگر امپراتوری هند را از دست دهد، دیگر مستعمرات نیز به‌دنبالش از دست خواهند رفت. این تصور به واقعیت پیوست. پس از استقلال هند از بریتانیا، باقی مستعمرات در آسیا و آفریقا نیز راه هند را دنبال کردند. می‌توان گفت که هند در جهان در حال توسعه، الگویی برای استقلال سیاسی شد.
دلیل دوم برای انتخاب هند به‌عنوان مطالعه موردی، فوریت مسئله هند برای دولت کارگر بود؛ آن‌ها به‌شدت احساس نیاز به حل‌وفصل این مسئله داشتند، چراکه اوضاع هند روزبه‌روز خطرناک‌تر می‌شد.
برای چندین دهه، انتقال نهایی قدرت به هند پیش‌بینی شده بود، اما حتی تا سال ۱۹۳۹ نیز کسی انتظار نداشت که روند اعطای استقلال به هند با چنین سرعتی انجام شود. خصومت عمیق میان هندوها و مسلمانان، و ناتوانی کنگره و دیگر احزاب هندی در تضمین ثبات داخلی یا مقاومت در برابر تهدیدات خارجی، دلایلی قانع‌کننده به‌نظر می‌رسید که نشان می‌داد فعلاً هیچ تحول بزرگی در مسیر استقلال رخ نخواهد داد.
در سال ۱۹۳۹، لرد زتلند ـ وزیر امور هند ـ در نامه‌ای به نایب‌السلطنه، لرد لینلیتگو، دیدگاه خود را چنین بیان کرد که روند پیشرفت در هند «بیشتر شبیه حرکت یک کالسکه‌ قدیمی خواهد بود تا قطاری تندرو.»29 با اینکه پس از آغاز جنگ جهانی دوم در این ارزیابی تردیدهایی به‌وجود آمد، اما لرد لینلیتگو همچنان از این ایده که بریتانیا بخواهد در آینده‌ نزدیک واقعاً از هند خارج شود، شگفت‌زده بود.30
با این حال، رهبران هندی صبر خود را از دست داده بودند و هر روز فعال‌تر خواستار خودگردانی می‌شدند. آن‌ها تمایلی نداشتند که بی‌نهایت در انتظار بمانند. بی‌تردید جنگ جهانی دوم، مبارزه‌ی هندی‌ها برای جدایی از امپراتوری بریتانیا را شدت بخشید. «در آغاز جنگ، نایب‌السلطنه اشتباه عجیب و ناشیانه‌ای مرتکب شد؛ او همان‌طور که حق داشت، بدون مشورت با حتی یک هندی، اعلام جنگ از طرف هند کرد.»31

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!