حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالشها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)
نخبگان سیاسی کارگری این هدف را با تبدیل «امپراتوری بریتانیا» به «باشگاه مشترکالمنافع مدرن» که در فصل سوم تعریف شده است، به دست آوردند. این تغییر عمدتاً به این دلیل رخ داد که پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا دیگر قادر به دفاع از حکومت مستعمراتی خود نبود. این موضوع پیشتر توسط سیاستمداران محافظهکار و کارگری پیشبینی شده بود—به ویژه محافظهکاران پیشرفتهای مانند اولیور استنلی، وزیر کلنیهای دوران جنگ، و اندرو کوهن، که بعداً فرماندار اوگاندا شد.
در واقع، سیاستهای توسعهای دولت کارگری برای مستعمرات، بر اساس «قانون توسعه و رفاه مستعمرات» در سال 1940 و جانشین آن در سال 1945، که هر دو محصول ائتلاف دوران جنگ بودند، تدوین شده بود. بنابراین، «مشترکالمنافع مدرن» ارتباطات امپراتوری را ادامه داد. این ارتباط بین کشورهای تازه استقلال یافته به دلیل مشوقهای توسعه اقتصادی ناشی از قانون توسعه مستعمرات تقویت شد و ارزش پیدا کرد.
کشورهای عضو این «باشگاه» مسئولیت دفاع از خود را به عهده گرفتند. در این فرآیند، منافع اقتصادی بریتانیا در مستعمرات سابق محافظت شد، در حالی که هزینههای دفاعی کاهش یافت. علاوه بر این، با جلب حمایت کشورهای مستعمره در حال حرکت به سمت استقلال، بریتانیا از نفوذ کمونیسم جلوگیری کرد و مانع از ورود دیگر کشورهای غربی به این مناطق شد. از جنگ جهانی دوم به بعد، اعطای کمک به بخشی از دیپلماسی بینالمللی تبدیل شد.
در پایتخت سیلان، کلمبو، ارنست بونین دستاورد نهایی خود را به عنوان وزیر امور خارجه به دست آورد. در اینجا، در نخستین دیدار وزرای امور خارجه مشترکالمنافع، «قانون توسعه مستعمرات» 1940 به طور رسمی به «شرکت توسعه مشترکالمنافع» تغییر نام یافت و معادل بریتانیایی برنامه مارشال—برنامه کلمبو—تاسیس شد. این دیدار در کلمبو در سال 1950 برگزار شد و سال بعد بونین از وزارت امور خارجه استعفا داد.
به این ترتیب، بریتانیا توانست منافع سیاسی و مالی خود را حفظ کرده و از فروپاشی کامل امپراتوری جلوگیری کند و «مشترکالمنافع مدرن» را تأسیس کند.
نیمه دوم اولویتهای بریتانیا در حال حاضر دفاع بود. اگرچه اعضای مشترکالمنافع مسئول دفاع از خود شدند، هنوز در معرض تأثیرات کمونیسم قرار داشتند، بهویژه در مواجهه با شکاف بین روسیه و غرب پس از جنگ. علاوه بر این، ضعف اقتصادی بریتانیا، او را در نگهداری از تکنولوژیهای نظامی و بهویژه سلاحهای هستهای با مشکل روبهرو کرد. بنابراین، بریتانیا باید بهدلیل دلایل اقتصادی و دفاعی با آمریکاییها متحد میشد.
همانطور که کلمانت اتلی در کتاب خود با عنوان «همانطور که اتفاق افتاد» گفته است: “در حالی که این تنش با روسیه افزایش یافت، ما بهطور طبیعی به ایالات متحده نزدیکتر شدیم. این امر با تغییر نگرش دولت ایالات متحده در این باره که مسئولیتهای جهانی چه پیآمدهایی دارد، تسهیل شد. بسیاری از آمریکاییها از انزواطلبی قدیمی خود دست کشیدند و بهدنبال آن برخی از تعصبات دیرینه خود نسبت به بریتانیا به عنوان یک قدرت امپریالیستی غارتگر را کنار گذاشتند. آنها همچنین از اتحاد جماهیر شوروی مأیوس شده بودند. این دو کشور انگلیسیزبان شروع به درک کردند که همکاری نزدیک آنها برای صلح جهانی ضروری
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142

