حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

علاوه بر این، در سال ۱۹۴۲، این چرچیل بود که سر استافورد کریپس، وزیر خزانه‌داری از حزب کارگر، را به هند اعزام کرد تا ریاست هیئتی را بر عهده گیرد که مأموریتش آماده‌سازی بستر برای پیشرفت‌های قانون اساسی آتی بود. در ادامه این فصل مشخص خواهد شد که چرا چرچیل در آن زمان نظر خود را تغییر داد و آمادگی داشت که درباره استقلال با مستعمرات وارد گفت‌وگو شود، آن‌هم در بحبوحه جنگ جهانی دوم، یعنی در سال ۱۹۴۲.
حتی در رابطه با آینده هند پس از کسب استقلال نیز، نخست‌وزیر کلمنت آتلی و چرچیل دیدگاهی مشترک داشتند؛ هر دو معتقد بودند که باید هند را ترغیب به ماندن در اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع کرد. این دیدگاه در نامه‌ای که آتلی به پادشاه نوشت، منعکس شد. پادشاه که علاقه‌مندی زیادی به مذاکرات هند داشت، کاملاً با آتلی موافق بود که باید راه‌هایی برای سازگار کردن وضعیت جمهوری جدید با عضویت در کشورهای مشترک‌المنافع یافت.
در نامه‌ای که کلمنت آتلی به پادشاه نوشت، بیان کرد: «… آقای چرچیل به‌صراحت اظهار داشت که از نظر شخصی، حفظ هند در اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع امری بسیار مهم است. در حالی که وی کاملاً با ضرورت تضعیف‌نشدن پیوند وفاداری به تاج و تخت موافق بود، معتقد بود که می‌توان هندِ جمهوری‌خواه را همچنان در چارچوب کشورهای مشترک‌المنافع حفظ کرد.»3
بدین ترتیب، دولت محافظه‌کار – با بازگشت مجدد چرچیل به نخست‌وزیری – روند خودگردانی در مستعمرات را پی گرفت؛ فرآیندی که پیشتر توسط دولت کارگر آغاز شده بود. همان‌گونه که الیور لیتلتون، وزیر مستعمرات در فاصله سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴، بیان داشت: «… به‌روشنی مشخص بود که توسعه خودگردانی… در عین حال تنها مسیر روشنگرانه و تنها رویکرد عملی در سیاست استعماری دهه پنجاه میلادی است.» از این‌رو، روند استعمارزدایی در دوران متوالی دولت‌های محافظه‌کار با ثبات ادامه یافت.4
در دوره نخست‌وزیری هارولد مک‌میلان (۱۹۵۷–۱۹۶۳)، وی یان مک‌لئود را به‌عنوان وزیر مستعمرات منصوب کرد. مک‌میلان عملاً با این انتصاب، دستور تسریع در روند خروج بریتانیا از مستعمرات آفریقایی و سایر مناطق را صادر کرد.
یان مک‌لئود بعدها چنین اظهار داشت:
«گفته‌اند که پس از انتصاب من به‌عنوان وزیر مستعمرات، حرکت به‌سوی استقلال به‌طور عامدانه‌ای شتاب گرفت. با این نظر موافقم. و از دیدگاه من، هر سیاست دیگری منجر به خون‌ریزی فاجعه‌بار در آفریقا می‌شد. این، لبّ و جانِ استدلال است.
آیا این کشورها آمادگی کامل برای استقلال داشتند؟ مسلماً نه. هند نیز نداشت، و خون‌ریزی‌ای که پس از اعطای استقلال به آن کشور رخ داد، به‌مراتب فاجعه‌بارتر از هر رویدادی بود که از آن زمان تاکنون در هر کشور دیگری رخ داده است. با این‌حال، تصمیم دولت آتلی تنها تصمیم واقع‌بینانه بود. به همان ترتیب، ما نیز نمی‌توانستیم به‌زور سرزمین‌های خود در آفریقا را حفظ کنیم. حتی با وجود نیروی نظامی گسترده، توانایی نگه‌داشتن جزیره کوچک قبرس را نداشتیم. ژنرال دوگل نیز نتوانست الجزایر را مهار کند. حرکت بشریت به‌سوی آزادی را می‌توان هدایت کرد، اما نمی‌توان مانع آن شد. بی‌تردید در شتاب‌بخشی به روند استقلال خطراتی وجود داشت، اما خطرات ناشی از تعلل در این مسیر بسیار بیشتر بود.»5

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!