حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

حاکمیت امپراتوری بریتانیا، دوران پس از امپراتوری و جهان بینی چرچیلی(1945-2016) (تعدیلات و چالش‌ها در استراتژی دیپلماتیک معاصر بریتانیا)

پیش‌تر به این نکته اشاره شد که با وجود ماهیت سوسیالیستی حزب کارگر، این حزب به‌شدت باور داشت که جایگاه بریتانیا به‌عنوان یک قدرت بزرگ باید حفظ شود، و اروست بیوین در این خصوص موضعی قاطع داشت. بخش‌هایی از یادداشت او که در فصل گذشته ارائه شد، به‌روشنی نیت و هدف او را نشان می‌داد. ازاین‌رو، حزب کارگر سوسیالیسم ضداستعماری خود را با نوعی ناسیونالیسم بریتانیایی و ضرورت حفظ منافع بریتانیا در امپراتوری سابق، همسو ساخت. با این حال، حزب محافظه‌کار به‌طور سنتی و آشکار از تداوم و گسترش امپراتوری بریتانیا حمایت می‌کرد. چرچیل در دهه ۱۹۳۰، درباره استقلال هند گفته بود که: «هندی‌ها هرگز شایستگی حکومت بر خود را نخواهند داشت، و در هر صورت، اعطای استقلال به آن‌ها بنیان کل امپراتوری بریتانیا را تضعیف خواهد کرد.»6 وی در موقعیتی دیگر، در همین زمینه اظهار داشت: «شما ضربان قلب بریتانیا را در سراسر جهان پایین خواهید آورد.»7
در فصل پیشین، به آموزه‌های استعماری حزب کارگر پرداخته شد؛ بنابراین، در این فصل می‌بایست نگرش حزب محافظه‌کار به استعمار با دقت بیشتری بررسی گردد، پیش از آن‌که پژوهش به مراحل بعدی خود وارد شود.
حزب محافظه‌کار «ضرورت همکاری میان سرمایه و نیروی کار و تحقق “دموکراسی مالکیت فردی” را اعلام می‌کند. این حزب خواهان رقابت آزاد در صنعت و پایان دادن به رویه‌های محدودکننده میان کارفرمایان و کارگران است. این حزب، حزب تحرک اجتماعی است. دو شعار آن عبارت‌اند از: “کیفیت به‌جای برابری” و “فرصت به‌جای امنیت.”»8 سیاست‌های حزب محافظه‌کار به‌طور کلی به‌سختی قابل دسته‌بندی دقیق هستند: «در برخی دوره‌ها، ایده‌هایی چون آزادی فردی به‌روشنی بیان می‌شوند و حتی ممکن است منجر به تدوین سیاست‌هایی مشخص در راستای تحقق این ارزش‌ها گردند.»9 در دوره‌هایی دیگر، همچون آن‌چه در مورد حزب کارگر یا دیگر احزاب سیاسی دیده می‌شود، این حزب «چنان دامنه‌ای از ایده‌های سیاسی متنوع را دربرمی‌گیرد که به‌سختی می‌توان ویژگی‌های آموزه‌ای متمایزی را در آن شناسایی کرد.»10
حزب محافظه‌کار بریتانیا حزبی است که خاستگاه طبقاتی آن به طبقه اشراف زمین‌دار در اوایل قرن نوزدهم بازمی‌گردد. این حزب به مجموعه‌ای از نهادها و گروه‌ها متکی است که از جمله می‌توان به کلیسای انگلستان، دانشگاه‌های قدیمی، هنگ‌های گارد سلطنتی و نهاد وکالت اشاره کرد. فصل نخست این پژوهش به‌تفصیل به این گروه‌ها پرداخت. این مجموعه از نهادها که به‌طور سنتی با حزب محافظه‌کار پیوند نزدیکی داشته‌اند، در مجموع تحت عنوان «ساختار حاکم» یا Establishment شناخته می‌شوند.
چنان‌که پیش‌تر نیز اشاره شد، حزب محافظه‌کار همواره به‌طور علنی و آشکار پیوند عاطفی و سیاسی نیرومندی با امپراتوری بریتانیا داشته است. این احساس در کنفرانس‌های سالانه این حزب نیز به‌وضوح نمایان بود:
«بیایید هرگز روحیه امپراتوری را فراموش نکنیم؛ آن حس نامحسوس، احساسی، یا اگر بخواهید، عاطفی که چون جرقه‌ای عقلانیت ما را شعله‌ور می‌سازد؛ و این عقلانیت است که به ما می‌گوید سیاستی که اکنون در پیش گرفته‌ایم – سیاست جوزف چمبرلین و سیاست بنیامین دیزرائیلی – همچنان سیاستی درست است.»11

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!