درخواست بریتانیا برای عضویت در جامعه اقتصادی اروپا
آمریکا خواهان پیوستن بریتانیا به E.E.C. بود تا از طریق “رابطه ویژه” اش با بریتانیا، نفوذ خود در اروپا را تقویت کند. هرچند هر دو کشور در ظاهر در این هدف همسو بودند، اما همانطور که گفته شد، اهاف متضادی را دنبال میکردند. طعنهآمیز آنکه، زمانی که کندی در سال 1961 با دوگل در پاریس دیدار کرد، تلاش کرد او را برای تسهیل ورود بریتانیا به جامعه اقتصادی اروپا متقاعد کند. این تتلاش از دو جهت طنزآمیز بود: نخست، اینکه دوگل با عضویت بریتانیا مخالف بود، دقیقاً بهدلیل روابط خاص او با آمریکا؛ بنابراین، تلاشهای کندی در واقع بهانهای مضاعف برای مخالفت دوگل فراهم کرد.2 دوم اینکه، بریتانیا قصد داشت بهE.E.C. بپیوندد نه برای تقویت نفوذ آمریکا، بلکه برای گسترش نفوذ سیاسی خود.
زمانی که چرچیل از اتحاد اروپا دفاع میکرد، هرچند که دیگر در رأس قدرت نبود، تلاش فراوانی برای جلب مشارکت ایالات متحده در دفاع از اروپا کرد؛ سیاستی که ارنست بوین نیز به همان اندازه به آن باور داشت، بریتانیا از طرح مارشال استقبال کرد، رهبری آمریکا را در آلمان غربی و برلین پذیرفت، معاهده ناتو را امضا کرد، و به ایفای نقش نظامی غالب ایالات متحده در این منطقه تن داد. در نتیجه، قدرت و سرمایه آمریکا مانع پیروزی جناح چپ شد، بهویژه در یونان و ایتالیا که طبقه حاکم در آستانه فروپاشی سیاسی بود، و نظام سرمایهداری در اروپای غربی حفظ و تثبیت شد.
چرچیل در مورد نقش آینده بریتانیا در دوران پس از جنگ جهانی دوم چنین گفت:
«وقتی به آینده کشورمان در این دنیای در حال دگرگونی مینگرم، وجود سه دایره بزرگ میان ملتهای آزاد و دموکراتیک را حس میکنم… نخستین دایره، طبعاً کشورهای مشترکالمنافع و امپراتوری بریتانیاست، با تمام آنچه دربر دارد. سپس جهان انگلیسیزبان است، که ما، کانادا، سایر قلمروها و ایاالت متحده نقش مهمی در آن داریم. و در نهایت، اروپای متحد است… اگر به این سه دایره مرتبط نگاه کنید، خواهید دید که ما تنها کشوری هستیم که در هر سه دایره نقش برجستهای داریم.»3
با وجود آنکه ناچار به پذیرش رهبری آمریکا شد، بریتانیا از همان ابتدا توانست ناتو تأثیر بگذارد تا نهتنها منافع آمریکا، بلکه منافع بریتانیا و حوزه نفوذ آن نیز در نظر گرفته شوذ. پیمانهای منطقهای مانند سیتو (S.E.A.T.O) و سنتو (C.E.N.T.O.) که پیشتر بررسی کردیم، همگی با مشارکت آمریکا، و در عین حال، در جهت منافع بریتانیا نیز شکل گرفته بودند.
در خصوص جامعه اقتصادی اروپا (E.E.C.) درخواست رسمی بریتانسا برای عضویت توسط مکمیلان در اوت 1961 ارائه شد. تا دسامبر 1962، مذاکرات برای عضویت بریتانیا در (E.E.C.) پیشرفتهایی داشت. با این حال، در اواسط دسامبر و در جریان نشستی در رامبوییه، درست پیش از کنفرانس ناسائو میان مکمیلان و کندی، رئیسجمهور فرانسه، شارل دوگل، موضع خود را بهروشنی بیان کرد. او به مکمیلان گفت که بریتانیا را یک کشور اروپایی نمیداند و قصد دارد با استفاده از حق وتوی خود، مانع عضویت بریتانیا در جامعه شود.


