سر آنتونی ایدن و «توهمِ عظمت»: بحران نفت ایران بهمثابه آشکارسازی ضعف بریتانیا؛ سوئز تنها نشانهای بود از ناتوانی بریتانیا در اقدام نظامی بدون همراهی ایالات متحده.
سر آنتونی ایدن و «توهمِ عظمت»: بحران نفت ایران بهمثابه آشکارسازی ضعف بریتانیا؛ سوئز تنها نشانهای بود از ناتوانی بریتانیا در اقدام نظامی بدون همراهی ایالات متحده
ایران هرگز مستعمره بریتانیا نبود،با اینحال به دلیل منافع نفتی و موقعیت روسیه، برای بریتانیا یک دغدغه مهم محسوب میشد. بنابراین، لندن احساس میکرد که باید در امور ایران دخالت کند، هرچند که از نظر حقوقی نقش استعماری مستقیمی نداشت. از سوی دیگر، ابعاد بینالمللی بحران ایران، را برای بریتانیا دشوار میکرد، زیرا لندن نمیتوانست ادعا کند که حق مشروعی در مداخله دارد، هرچند که در عمل چنین حقی را برای خود قائل بود.
بریتانیا همچنان خاورمیانه را منطقهای استراتژیک تلقی میکرد و تلاش داشت روابط خود را با دولتهای منطقه حفظ کند، بهویژه از طریق ارتباط با خندانهای حاکم. از این رو، بریتانیا همچنان از توهم شکوه و عظمت امپراتوری برخوردار بود و گمان میکرد که شبکههای دیپلماتیک گسترده، روابط تاریخی با مصر نفوذ در اردن به او امکان تأثیرگذاری در خاورمیانه را میدهد.
با وجود این، بحران ایران نشان داد که اگرچه گزینه نظامی برای بریتانیا غیرممکن نبود، اما دلایل موجهی برای عدم استفاده از آن وجود داشت. با این حال، این بحران بهطور کامل احتمال اقدام نظامی را معادلات بریتانیا حذف نکرد؛ مشروط بر اینکه از نظر سیاسی و دیپلماتیک امکانپذیر باشد.
با وجود ضعف اقتصادی بریتانیا و نیاز به همکاری با ایالات متحده برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و حفاظت از منافع بریتانیا در خلیج فارس، همانطور که گفته شد، تا سال 1956 خاورمیانه هنوز حوزه نفوذ بریتانیا بود.


