سر آنتونی ایدن و «توهمِ عظمت»: بحران نفت ایران بهمثابه آشکارسازی ضعف بریتانیا؛ سوئز تنها نشانهای بود از ناتوانی بریتانیا در اقدام نظامی بدون همراهی ایالات متحده.
بریتانیا و آمریکا را میتوان در حال پیگیری سیاستهایی موازی در خاورمیانه دانست، اما خطوط موازی هرگز به هم نمیرسند، و بریتانیا امیدوار بود که منافعش با منافع آمریکا بیشتر نگران تهدید کمونسیم بود و اهمیت کمتری به دغدغه اصلی بریتانیا درباره نفت میداد. آمریکا هیچ دلیلی برای حمایت از امپراتوری بریتانیا در هیچ جای جهان نمیدید، بنابراین اگر بریتانیا دست به اقدامی میزد که رنگ و بوی امپریالیستی داشت (مانند بحران سوئز )، حمایت آمریکا را از دست میداد . بحران ایران تکرار نمیشد و بریتانیا دیگر نمیتوانست مانند آن زمان ، در کنار آمریکا عمل کند . آمریکا قصد تضعیف بریتانیا را نداشت، بلکه میخواست این کشور را به درک واقعبینانهای از جایگاه تغییر یافتهاش در جهان سوق دهد. از همین رو ، اقدام بریتانیا در سوئز که حاکی از تداوم امپراتوری بود ،آمریکا را خشمگین کرد. در زمان بحران سوئز، آمریکا درگیر رویارویی با شوروی بر سر مجارستان بود و احساس میکرد که اقدامات بریتانیا، توجه جهانیان را از بحران مجارستان منحرف کرده و جایگاه اخلاقی غرب و آمریکا را تضعیف کرده است. به عنوان مثال، هند ادعا کرد که میان مجارستان و سوئز تفاوت چندانی وجود ندارد .
ایدن در ست میگفت که بحران ایران دشوارترین چالشی بود که تا آن زمان با آن روبرو شده بود اما برداشت او از پیامدهای این بحران به اندازه کافی عمیق نبود. درسی که از بحران سوئز گرفته شد، تا حد زیادی، میتوانست پیشتر از بحران شرکت نفت ایران و انگلیس آموخته شود.
پــاورقی
PRO, London, CAB 128/29 CM 34 (55) 8, 4TH October 1955. A. EDEN, Full Circle, (London: Cassell, 1960), p.198. Ibid, p. 202.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]


