نخبگان سیاسی بریتانیا: پیشینههای اجتماعی و تاریخی و خاستگاههای شکلگیری «محفل حاکم» بریتانیا
این حال، اگرچه الگوی اساسی قدرت نخبگان به رغم تغییرات مختلف در اقتصاد، مانند رشد مالکیت سهام نهادی و افزایش سطح تمرکز اقتصادی، دستخوش تحول نشده است، اما شیوه غیر رسمی عملکرد نهادهای حاکم به طور فزایندهای با روشهای رسمیتر جذب نیرو و نمایندگی سیاسی تکمیل شده است.
«در طول قرن نوزدهم، انگلستان تقریباً تمامی اصلاحات اساسی مدنی و سیاسی را که فرانسه برای دستیابی به آنها از طریق انقلاب بزرگ بهای سنگینی پرداخت، به طور مسالمت آمیز و بدون تکانهای خشونت آمیز پذیرفت. بدون شک برتری بزرگ انگلستان در انرژی بیشتر، خرد علمی بالاتر و آموزش سیاسی بهتری بود که طبقه حاکم آن را در اختیار داشت.» ۱۷
این سخنی است که گائتانو موسکا در سال ۱۹۲۳ بیان کرد.
در نیمه نخست قرن نوزدهم، حاکمان سیاسی ملی منحصراً از طبقه زمینداران و جناح مالی شهر لندن در میان طبقه تجاری انتخاب میشدند، در حالی که تولید کنندگان صنعتی و تجار محلی نافع خود را در شهرها دنبال میکردند. در میانه قرن، سبک سنتی و جناحی سیاست ملی شروع به فروپاشی کرد، زیرا تغییر در توازن قدرت میان طبقات ممتاز، منجر به تغییر در ترکیب رهبری سیاسی شد.
وضعیت پارادوکسیکالی که در سال ۱۸۱۹ وجود داشت، توسط هالوی چنین توصیف شده است:
«این حزب توریها بودند که پیروزی دکترین قدیمی ویگها مبنی بر سلطه پارلمان را تضمین کردند… و این رهبران اپوزیسیون ویگ بودند که بنای قدیمی اشرافیت ویگ را متلاشی کردند. ۱۸ میتوان گفت که سیاست توریها ساساً یک حمایت محافظهکارانه از نظم اجتماعی مستقر بود. تغییر توازن قدرت میان طبقه زمیندار و طبقه صنعتی موجب شد که دولت در نهایت مجبور به پذیرش برخی اصلاحات اقتصادی شود.
وضعیت پارادوکسیکالی که در سال ۱۸۱۹ وجود داشت، توسط هالوی چنین توصیف شده است:
«این حزب توریها بودند که پیروزی دکترین قدیمی ویگها مبنی بر سلطه پارلمان را تضمین کردند… و این رهبران اپوزیسیون ویگ بودند که بنای قدیمی اشرافیت ویگ را متلاشی کردند.» 18 میتوان گفت که سیاست توریها اساساً یک حمایت محافظهکارانه از نظم اجتماعی مستقر بود. تغییر توازن قدرت میان طبقه زمیندار و طبقه صنعتی موجب شد که دولت در نهایت مجبور به پذیرش برخی اصلاحات اقتصادی شود.


