نخبگان سیاسی دولت محافظهکار بریتانیا و همکاری با اروپا پس از جنگ جهانی دوم: بحران اعتماد در سیاست بریتانیا و همهپرسی 2016 درباره برهم زدن موفع موجود
بدین ترتیب، مکمیلان هم دفاع بریتانیا را تضمین کرد و هم توانست امپراتوری قدیمی را به یک جامعه مشترکالمنافع جدید تبدیل کند، و از سقوط مستعمرات سابق به دامن نفوذ کمونیسم جلوگیری نماید. چنانکه گفته شد، مکمیلان نیز مانند چرچیل و ایدن معتقد بود که بریتانیا صرفاً یک کشور اروپایی نیست و باید پیوند ویژه خود را با کشورهای مشترکالمنافع، منطقه استرلینگ (پول بریتانیا) و ایالات متحده حفظ کند.
با این حال، تفاوت مکمیلان با چرچیل و ایدن در این بود که او دچار حس نوستالژی چرچیلی یا بزرگنمایی ایدن درباره نقش بریتانیا، بهویژه در شرایط اقتصاد تضعیفشده و ظهور ابرقدرتهای ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، نبود. مکمیلان واقعگرا بود و راه میانه را برگزید. علاوه بر این، بحران سوئز درسی بود که مکمیلان از آن آموخت؛ بهعبارت دیگر، رابطه فرا آتالنتیکی باید بر پایه مشورت و اعتماد باشد.
در عمل، روابط بریتانیا با اروپا سرانجام بیش از هر مقطع پیشین به یکدیگر نزدیک شد، چراکه این کشور بهعنوان عضوی فعال به جامعهٔ اقتصادی اروپا و سپس به اتحادیهٔ اروپا پیوست. بدینترتیب، سومین سیاست هارولد مکمیلان ـ هرچند نه در دوران نخستوزیری او ـ در نهایت به ثمر نشست. نخستین سیاست، استعمارزدایی و شکلگیری کشورهای همسودِ مدرن بود؛ دوم، حفظ «روابط ویژه» با ایالات متحده آمریکا؛ و سوم، ورود به جامعهٔ اقتصادی اروپا. میتوان گفت بنیانهایی که در فاصلهٔ سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۳ نهاده شد، تا همین اواخر آزمون زمان را با موفقیت پشت سر گذاشت.
نخبگان سیاسی حزب محافظهکار بریتانیا، که حزب خود را «حزب طبیعی» حکومت در بریتانیا میدانند، همانگونه که در این مقاله نشان داده شد، ایدهی اروپای فدرال را که وینستون چرچیل در دوران جنگ جهانی دوم و پس از آن مطرح کرده بود، توسعه دادند. در نتیجه، بریتانیا بهسوی مشارکت فعال در امور و همکاریهای اروپایی هدایت شد. نخبگان سیاسی محافظهکار بر این باور بودند که منافع بریتانیا در بهترین حالت زمانی حفظ میشود که این کشور از همکاری نزدیک با اروپا برخوردار باشد. از این رو، روابط نزدیک با اروپا به یکی از ارکان سیاست خارجی بریتانیا تبدیل شد.
با این حال، این پرسش مطرح میشود که چرا دولت محافظهکار در سال ۲۰۱۶ تصمیم گرفت از عضویت در اتحادیهٔ اروپا خارج شود یا دستکم این مسئله را به همهپرسی بگذارد؟ هرچند حزب محافظهکار بریتانیا برخلاف حزب کارگر، هیچ پیوند ساختاری و سازمانی با نهادهایی چون اتحادیههای کارگری و بهویژه کنگرهٔ اتحادیههای کارگری بریتانیا ندارد، اما در مقابل، از حمایت بخشهایی چون صنایع و نهادهای سودمحور، از جمله بانکها و شرکتهای بیمه در بریتانیا برخوردار است. با این حال، شایان ذکر است که تمامی احزاب اصلی سیاسی در بریتانیا دارای همکاریهای نزدیک با مراکز تجارت، مالی و صنعتی کشور هستند؛ امری که ریشه در رویکرد مشترک آنها در حفظ و حمایت از منافع بریتانیا دارد. این رویکرد، بهنوبهی خود، مستلزم همکاری نزدیک با اتحادیه اروپاست؛ چه در مورد حزب کارگر و حزب لیبرالدموکرات، و چه بهویژه در مورد حزب محافظهکار که اصلیترین مدافع منافع بریتانیا بهشمار میرود.


