پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا
نگرانیهای بریتانیا در آغاز قرن در ارتباط با چالشهای امپراتوری های رقیب نجر به ساخت لینک کابلی تحت کنترل دولت و استرالیا از طریق کانال شد. شرکت مارکونی یک سرویس بیسیم دریایی را ای کمک به حمل و نقل کشتیها راهاندازی کرد. علاوه بر این، در سال ۱۹۲۷، یک شرکت واحد که بعدها به نام”کابل ووایرلس لیمیتد” شناخته شد، مسئولیت منافع کابل و بیسیم کشورهای مختلف امپراتوری را بر عهده گرفت. تمامی این پیشرفتهای تکنولوژیکی به طور چشمگیری دسترسی به دورترین و دور افتادهترین نواحی را افزایش داد.
در نتیجه چشم انداز یک آینده اقتصادی قابل دوام، جمعیت در حال رشد و استاندارد زندگی بالاتر، قلمروهای سفید پوست به طور طبیعی در حال فشار برای پذیرش به عنوان اعضای کامل خانواده بینالمللی ملتها بودند. برای دستیابی به چنین شناسایی، آنها باید به کشورهای خارجی ثابت میکردند که از “مادر” بریتانیا فاصله گرفتند و اکنون میتواند به طور کامل مستقل بایستند.
در ذهن مستعمرات، تلاشهای شجاعانه آنها در جنگ ۱۹۱۴ – ۱۹۱۸ نماد کامل توسعه سیاسی آنها بود. بریتانیا آماده بود تا این موضوع را به رسمیت بشناسد، اما کشورهای خارجی چندان مطمئن نبودند. در نهایت، بریتانیا اعلامیه عمومی جنگی صادر کرده بود که تمامی امپراتوری را رگیر میکرد، اگرچه استرالیا، نیوزلند، کانادا، آفریقای جنوبی و هند ادعا کردند که اعلامیه بریتانیا نیز برای آنها معتبر بوده است.
با وجود اینکه در جنگ، قلمروها کنترل نیروهای خود را در جبهه حفظ کردند، فرماندهی کل تحت نظارت بریتانیا نجام میشد. هدف از تمام تلاشها، همکاری تحت رهبری بریتانیا بود. به طور عمده،بریتانیا پیش از جنگ این موضوع را روشن کرده بود که تنها اوست ه سیاست خارجی بریتانیا و امپراتوری را تعیین میکند.
در کنفرانس صلح ۱۹۱۹، به قلمروهای مشترک المنافع وضعیت نامعینی اعطا شد، وضعیتی که هنوز به تمامیت ملی کامل دست نیافته بودند. در پذیرش آنها به جامعه ملل، قلمروها وضعیت دوگانهای مشابه به دست آوردند؛ به عنوان اعضای مستقل و به عنوان بخشی از امپراتوری. با این حال، در طول دهه ۱۹۲۰، احتمالاً قلمروها به تمامیت ملی کامل دست یافتند، هرچند ه نمیتوان تاریخ دقیق آن را مشخص کرد.
این توسعه در سال ۱۹۳۱ با تصویب “قانون وست مینستر” به طور رسمی به تایید رسید، که قلمروها را به عنوان اعضای جامعه بریتانیا و ملتها دستهبندی کرد. اما حتی پس از آن رویداد، تمام کشورهای قلمروها هنوز تمامی حقوق خود را در سیاست خارجی، مانند نمایندگی دیپلماتیک، به طور کامل اعمال نمیکردند.
ایده “کشورهای مشترک المنافع” به تدریج به عنوان پاسخی سیاسی برای امپراتوری بالغ شده شکل میگرفت. مستعمرات میتوانستند استقلال کسب کنند بدون اینکه کاملاً از میراث امپراتوری خود جدا شوند. ملیگرایی مستعمراتی میتوانست به گونهای تامین شود که وحدت امپراتوری هرگز قادر به انجام آن نبود. جنبههای از ایده جامعه المنافع از حداقل قرن هجدهم در حال شکلگیری بود. در قرن بعد، “انگلستان کوچکها” نوعی ساختار جامعه المنافع را مد نظر داشتند که در آن مستعمرات یتوانستند آزادانه با بریتانیا همکاری و هم پیمان شوند.


