پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا

پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا

نمی‌توان گفت غرور بریتانیایی‌ها بی‌دلیل بوده است. جدا از امپراتوری عظیمی که ساختار آن را در ادامه این مقاله بررسی خواهم کرد، بریتانیایی‌ها خالق نیز بودند. آنان که از دگرگونی‌های اجتماعی‌ای که دیگر کشورهای اروپا ب ر فناوری بخار – و تمامی پیامدهای ناشی از آن – برتری فناورانه‌ای نسبت به سایر ملت‌ها به ایشان بخشید؛ مزیتی که آن را در خدمت اهداف امپریالیستی قرار دارند. افزئن بر این، انعطاف‌پذیری قانون اساسی نانوشته‌شان، برای کشوری توسعه‌طلب بسیار کارآمد بود. بریتانیایی‌ها به عنوان ساکنان جزیره، در مقایسه با بسیاری از ملت‌های قاره‌ای، شناخت بیشتری از جهان داشتند؛ چراکه شمار کشتی‌های آن‌ها از مجموع کشتی‌های سایر کشورها بیشتر بود و خانواده‌ای در بریتانیا نبود که عضوی از آن برای دریانوردی، جنگ یا مهاجرت به خارج اعزام نشده باشد.

از سوی دیگر، آنان در طول سال‌ها طبقه‌ای نخبه و امپریالیست پدید آوردند که امپراتوری را رسالت حقیقی خود می‌دانست. این فرمانروایان، برآمده از نهادهایی بودند پیش‌تر معرفی شدند. به‌ویژه مدارس شبانه‌روزی عمومی، این مدارس به افراد انظباط، بی‌ادعایی و خویشتن‌داری می‌آموختند. در اغلب موارد، پسران از سنین پایین تجربه فرماندهی را کسب می‌کردند. اعضای طبقه حاکم امپراتوری«مستقیم از وجود امپراتوری سود می‌بردند – از طریق اشتغال، سود سهام و دیگر مزایا». 14

این دستارودها و غرور حاصل از آن‌ها در طول سالیان متمتدی شکل گرفته بود، اما در قرن نوزدهم بود که این روند بیشترین رشد را تجربه کرد و به اوج خود رسید. با این حال، در اواخر این قرن، فرانسه و آلمان به‌عنوان تهدیدهای بالقوه‌ای برای منافع بریتانیا تلقی می‌شدند. از همین‌رو، چمبرلین سیاستی را به‌طور رسمی مطرح کرد که هم از منافع بریتانیا حفاظت می‌کرد و هم درهای دستیابی به ‌بازازهای جدید را برای پاسخ‌گویی به نیازهای توسعه داخلی باز نگه می‌داشت.

بین دهه 1880 تا 1930، قدرت امپراتوری بریتانیا در اوج خود قرار داشت. در دهه‌های منتهی به جنگ 1918 – 1914، وسعت امپراتوری همچنان در حال گسترش بود، زیرا قلمروهای جدیدی در سراسر جهان، عموماً با سهولت چشمگیر، به آن افزوده می‌شدند. معاهده‌هایی که صلح پسص از آن جنگ را تنظیم کردند، امپراتوری را به گسترده‌ترین حالت خود رساندند، چرا که سرزمین‌های قیمومتی‌ای که پیش‌تر متعلق به کشورهای شکست‌خورده بودند، به قیومت بریتانیا واگذار شدند. 15

امپراتوری بریتانیا بیش از یک‌چهارم از سطح خشکی‌های جهان را در بر می‌گرفت و یک‌چهار از جمعیت بشری را در خود جای داده بود. پرچم بریتانیا در هر اقلیم و بر فراز هر قاره‌ای به اهتزاز درآمده بود. منابع انسانی و مادی این امپراتوری از آچه در امپراتوری روم باستان یا اسپانیای سده شانزدهم وجود داشت، فراتر می‌رفت؛ همان‌گونه که نسبت به امپراتوری‌های معاصر فرانسه، هلند یا آلمان نیز به مراتب گسترده‌تر بود.

می‌توان گفت که در برخی جهات، امپراتوری اساساً بریتانیایی نبود. تنها حدود 12 درصد از جمعیت آن اروپایی بودند، چه برسد به بریتانیایی. رایج ترین ادیان در این امپراتوری، هندوئیسم و اسلام بودند، نه مسیحیت. اداره بریتانیا به‌سختی به نواحی دورافتاده برخی از مستعمرات جدیدتر در آفریقا یا اقیانوسیه نفوذ کرده بود. با این حال، بریتانیایی‌ها در حال حک کردن نشانه‌ای مشخص – هرچند گاه کم رنگ – بر این مجموعه وسیع از سرزمین‌ها و مردم بودند. 16 آن‌ها نیروی انسانی اداری و بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاری را فراهم می‌کردند، چنان که در تجارت امپراتوری نیز دست بالا را داشتند. اجزای امپراتوری با زبان انگلیسی، رویه‌های قانونی و قانون اساسی انگلیسی، معیارهای آموزشی انگلیسی و نهاد سلطنت بریتانیا به یکدیگر پیوند خورده بودند. تمام ظرفیت دیپلماتیک بریتانیا می‌توانست در خدمت امپراتوری قرار گیرد. نیروی دریایی سلطنتی که در شکل‌گیری امپراتوری نقش داشت و همراه با آن رشد کرده بود، بر دریاهای آزاد گشت می‌زد. علاوه بر تنوع در ویژگی‌های انسانی و جغرافیایی امپراتوری، در شیوه ارداره آننیز – همچون در روند کسب آن – تنوع‌هایی وجود داشت. می‌توان گفت که امپراتوری به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود.

پیش از هر چیز، امپراتوری مستعمراتی یا همان مستعمرات قرار داشتند. این‌ها شامل هند غربی می‌شدند، بازمانده‌‌هایی از امپراتوری فروپاشیده آمریکای شمالی، که آغاز قرن بیستم با سابقه‌ای طولانی از فقر و بیکاری شناخته می‌شدند. جزایر قندی که زمانی شکوفا بودند، اکن.ن بیشتر مشکل‌ساز بودند تا سودآور. از منطقه مدیترانه آغاز می‌شد، مصر، سودان، اوگاندا، کنیا و سومالی لند در یک‌سو، و عدن و مناطق تحت‌الحمایه خلیج فارس در سوی دیگر، به‌همراه نقاط راهبردی مهمی مانند جبل‌الطارق، مالت وقبرس، مسیر حیاتی به‌سوی هند را مشخص می‌کردند. سیلان (سری‌لانکای امروزی) با پایگاه دریایی‌اش در ترینکئمالی، ایستگاه توفق مهمی در مسیر شرق دئر و استرالیا به‌شمار می‌رفت. در مسیر آفریفای جنوبی نیز امپراتوری آفریقایی مستعمراتی قرار داشت که پیچیده‌ترین دسته از دارایی‌های بریتانیا محسوب می‌شد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!