پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا
با افزایش رقابت از سوی ایالات متحده، ژآپن و آلمان، و همچنین چالشهای سیاسی از درون امپراتوری از طرف چهار دومینیون سفیدپوست که پیشاپیش خودگردانی در امور مستعمراتی را بهدست آورده بودند، مسئله آینده سیاسی امپراتوری بیش از پیش مطرح شد. یکی از راهحلها این بود که صفوف بسته شود و مستعمرات گوناگون تحت کنترل متمرکزتری از لندن درآیند؛ اما این موضوع برای مستعمراتی که از پیش دارای حکومت مسئول بودند، جذابیتی نداشت.
در عوض، ایدهای که بیشتر مورد توجه قرار گرفت، اتحاد امپریالی بزرگ بود که توسط «انجمن اتحادیه امپراتوری» ترویج میشد. مجموعهای از کنفرانسهای مستمراتی و امپریالی، که از سال ۱۸۸۷ آغاز و تا قرن بیستم ادامه داشت، نقش بسزایی در تقویت احساسات امپریالیستی به شیوه غیر رسمی و آزاد ایفا کردند. در این نشستها، گلایههای امپریالی یتوانست مطرح شود و طرحهایی برای همکاری بررسی شود؛ موفقیتهایی در زمینه برنامهریزی دفاعی حاصل شد، اما از تنظیم برنامههای دقیق برای اتحاد اقتصادی یا سیاسی پرهیز شد و کنترل متمرکز و دیوان سالارانه سنگین کنار گذاشته شد.
این کنفرانسها سیله ایدهآل برای ارتباط و همکاری بودند،نه برای اعمال کنترل. رهبران مستمرات نمیخواستند استقلالی را که تا آن زمان به دست آورده بودند، از دست بدهند. در میانه قرن نوزدهم، مستعمرات کانادا و استرالیا کنترل قانونگذاری در امور داخلی نظیر سیاستهای مالیاتی، تجاری و زمینهای دولتی را به دست آورده بودند؛ این روند بعداً در مستعمرات آفریقای جنوبی نیز دنبال شد.
گامهای بعدی شامل افزایش کنترل در سیاست خارجی، کاهش اختیارات ذخیرهای پارلمان عالی بریتانیا (مثلاً باطل کردن قوانین مستعمرات مغایر) و گرفتن حق نهایی در تدوین قانون اساسی بود. احساسات استقلال طلبانه و ملیگرایانه رو به افزایش بود. از استعاره «رسیدن نوجوانان به بلوغ» استفاده میشد، چرا که رهبران دومینونها معتقد بودند ه بلوغ سیاسی رسیدهاند و دیگر نیازی به تایید نهایی بریتانیا برای تصمیمات خود ندارند.
رشد اقتصادیهای این کشورها در قرن بیستم به روند ملیگرایی دامن زد. دومینانهای چهارگانه از پیش صادرات قوی در محصولات اولیه داشتند. برای مثال، در کانادا صنعتسازی و بهرهبرداری از معادن با سرعت زیاد در حال پیشرفت بود. این روند با دو جنگ جهانی بیشتر شدت گرفت؛ روندی که در استرالیا، نیوزلند و آفریقای جنوبی نیز، هرچند با صنعتسازی کمتر، تکرار شد.
رشد جمعیت این اقتصادهای در حال شکوفایی را تقویت کرد. کانادا، و سپس استرالیا، رشد چشمگیری در جمعیت نشان دادند و به مقصد اصلی مهاجران بریتانیایی بدل شدند. در واقع، در زمینه مهاجرت، پیوندهای امپریالی در نیمه نخست قرن بیستم کاملاً تایید شد و جذابیت ایالات متحده شکسته شد. «بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴، کانادا ۱,۵۰۰,۰۰۰ و استرالیا ۵۰۰,۰۰۰ نفر از مجموع ۴,۷۰۰,۰۰۰ مهاجر بریتانیایی را جذب کردند.» ۲۸


