نخبگان سیاسی دولت محافظهکار بریتانیا و همکاری با اروپا پس از جنگ جهانی دوم: بحران اعتماد در سیاست بریتانیا و همهپرسی 2016 درباره برهم زدن موفع موجود
درخواست بریتانیا برای عضویت در جامعه اقتصادی اروپا
هارولد مکمیلان، مانند پیشینیان خود، چرچیل ادن، دیدگاهی مشابه درباره اروپا داشت. او معتقد بود :«ما با اروپا هستیم، اما متعلق به آن نیستیم. ما مرتبط هستیم، اما متعهد نه. ما علاقهمند و همکار هستیم، اما جذب نشده ایم… ما به هیچ قارهای بهتنهایی تعلق نداریم، بلکه به همه تعلق داریم.» 1 با این حال، همانطور که چرچیل بهویژه از تشکیل یک نظام فدرال اروپایی حمایت میکرد، مکمیلان نیز طرفدار آن بود. در واقع، این هدف نهایی چرچیل بود. نخست، اتحاد و شراکت با ایالاتمتحده؛ دوم، تکامل جامعه مدرن کشورهای مشترکالمنافع؛ و در نهایت، همکاری نزدیک با اروپا.
با تحقق دو هدف اول، اکنون مکمیلان خواستار پرداختن به هدف سوم بود، که بهطور علمی از سال 1960 با مسئله پیوستن به جامعه اقتصادی اروپا E.E.C. مطرح شد.
اما تا سال 1960، مکمیلان دلایل اقتصادی مهمی نیز برای پیوستن بریتانیا به E.E.C. میدید. او از حمایت محافل بانکی و صنعتی در بریتانیا برخودار بود، زیرا اعتقاد داشتند عضویت در این جامعه، دو نیاز حیاتی صنعت بریتانیا را تأمین میکند: اول، بازار داخلی بزرگتر؛ و دوم، رقابت شدیدتر که صنعت را وادار به افزایش بهرهوری و کارایی میکرد.
رسانههای با کیفیت بالا مانند تلگراف و تایمز، و همچنین افکار عمومی نیز از این تصمیم حمایت میکردند. با وجود این حمایت گسترده، این سیاست نه از دل پارلمان، نه مطبوعات و نه افکار عمومی برخاسته بود، بلکه تصمیمی بود که وزارت خزانهداری، هئیت مدیره شرکتهای بزرگ، و وزارت خارجه گرفته شده بود.


