موضع ایالات متحده در بحران نفت ایران (۱۹۵۱–۱۹۵۳): میانجیگری آمریکا با چشماندازی به شرکت نفت انگلیس–ایران؛ جلوهای از دوگانگی در سیاست آمریکا؛ و رویکرد راهبردی بریتانیا بهدنبال بحران شرکت نفت انگلیس–ایران نسبت به خلیج فارس.
منافع بریتانیا در خلیج فارس، همراه با سهم 40 درصدی آن در کنسرسیوم بینالمللی نفت ایران، شامل موارد زیر بود:
پنجاه درصد از مصرف نفت بریتانیا از کویت تأمین میشود.ایجاد سدی در برابر گسترش کمونیسم.2
از آنجا که ایالات متحده تنها کشوری بود که توانایی مقابله با اتحاد جماهیر شوروی و فشار کمونیستی را داشت، برای دولت بریتانیا روشن بود که ایالات متحده باید نقش رهبری را برعهده بگیرد.
با این حال، ارزیابیهای واشنگتن درباره تهدید اتحاد جماهیر شوروی علیه خلیج فارس تفائت چندانی با دیدگاههای لندن نداشت. در واقع، ایالات متحده بهطور فزایندهای درک بیشتری نسبت به تهدید شوروی و گسترش کمونیسم در خبلج فارس نشان میداد. از دیدگاه آمریکا، “نزدیکی صنایع مهم شوروی، اهمیت حفظ منطقه شرق مدیترانه – خاورمیانه را آشکار میسازد”.3
نقش خلیج فارس در تفکر استراتژیک ایالات متحده برای حفاظت از منابع نفتی و همچنین خطوط ارتباطی دفاعی بهتدریج پر رنگتر شد. مهار اتحاد جماهیر شوروی و جلوگیری از دسترسی آن به منطقه نفت خیز خلیج فارس، همراه با تضمین دسترسی پایدار و بدون اختلال به منافع نفتی، به هدف مشترک ایالات متحده و بریتانیا تبدیل شد.
موضع ایلات متحده نسبت به ایران این بود:
تهدیدی جدی برای امنیت کل خاورمیانه، پاکستان و هند ایجاد شود.اعتبار ایالات متحده در کشورهای همسایه آسیب ببیندو بهجز ترکیه و احتمالاً پاکستان، اداره سایر کشورها برای مقاومت در برابر فشارهای کمونیستی بهشدت تضعیف، یا حتی از بیم برود.تأثیرات روانی جدی در سایر نقاط جهان آزاد به دنبال داشته باشد.4
بر اساس گزارش سر راجر استیونز، سفیر بریتانیا در تهران:
“دولت ایالات متحده بر این باور است که به نفع ایران و کل جهان آزاد خواهد بود که ایران دارای نیروهای مسلحی با شد که نهتنها بتوانند بهطور مؤثر در حفظ نظم داخلی کمک کنندف بلکه در صورت حمله به ایران، توانایی انجام عملیات دفاعی را نیز داشته باشند”5


