موضع ایالات متحده در بحران نفت ایران (۱۹۵۱–۱۹۵۳): میانجی‌گری آمریکا با چشم‌اندازی به شرکت نفت انگلیس–ایران؛ جلوه‌ای از دوگانگی در سیاست آمریکا؛ و رویکرد راهبردی بریتانیا به‌دنبال بحران شرکت نفت انگلیس–ایران نسبت به خلیج فارس.

موضع ایالات متحده در بحران نفت ایران (۱۹۵۱–۱۹۵۳): میانجی‌گری آمریکا با چشم‌اندازی به شرکت نفت انگلیس–ایران؛ جلوه‌ای از دوگانگی در سیاست آمریکا؛ و رویکرد راهبردی بریتانیا به‌دنبال بحران شرکت نفت انگلیس–ایران نسبت به خلیج فارس.

برای تقویت دفاع از جلیج فارس و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی به سمت این منطقهف بریتانیا در 4 آوریل 1953 به این پیمان پیوست. سپس در سال 1955، پاکستان و ایران نیز به آن ملحق شدند.

پیمان بغداد که به نام همین توافق شناخته می‌شود، با مشارکت بریتانیا، ایران، عراق، پاکستان و ترکیه، یک خط دفاعی استراتژیک رد برابر شوروی به خلیج فارس و منطقه خاورمیانه ایجاد کرد.

ایالات متحده از این پیمان به‌عنوان ابزاری برای مقابله با تهدیدات شوروی در منطقه حمایت می‌کرد و با توجه به اهمیت ویژه‌ای که برای بازار نفت و منابع خلیج فارس قائل بود، پیشگام این همکاری شد. بحران ایران به نوعی پیش‌درآمد برای بحران سوئز به‌شمار می‌رفت، زیارا اولاً نشان داد که اقدام نظامی در این منطقه بسیار پرخطر است، دوم اینکه نقش آمریکا در این مسائل اهمیت ویژه‌ای دارد و سوم اینکه بریتانیا در موقعیتی دشوار قرار گرفت که باید منفع حیاتی خود را در حالی که توان و اختیارات محدودی داشت، حفظ می‌کرد.

ایران نشان داد که در نهایت، دیپلماسی به جای استفاده از زور تنها گزینه ممکن بود. اما دیپلماسی ابزاری است برای تلاش در کنترل محیطی که احتمالاً عمدتاً از کنترل خارج است. بهترین گزینه بریتانیا – یعنی تغییر دولت – تنها از طریق واسطه‌گری و در نهایت مداخله آمریکا قابل دست‌یابی بود. بنابراین، دیپلماسی به تنهایی کافی نبود، هرچند تحریم‌های اقتصادی در تضعیف موقعیت مصدق تأثیرگذار بودند.

بدین ترتیب، بحران ایران یک نمونه مهم از تغییرات سبک دیپلماسی بریتانیا در زمانی است که این کشور منافع خود را در دنیایی دنبال می‌کرد که پس از دستیابی بریتانیا به موقعیت غالب در خاورمیانه میان سال‌های 1918 تا 1939، دگرگونی‌های زیادی را تجربه کرده بود.

بریتانیا با این‌که به دنبال تقویت منافع خود در خاورمیانه بود، تمایلی به عضویت در پیمان بغداد نداشت. این امر به دلیل انتقادات کشورهای عربی رادیکال ار بریتانیا به خاطر تقویت دفاع غرب (و تلاش برای ایزوله کردن رهبر ملی‌گرای رادیکال مصر،؛ جمال عبدالناصر) بود.11 عضویت آمریکا در پیمان بغداد به این ترتیب می‌توانست کشورهای عربی مستقل رادیکال را آزرده کند، همان‌طور که اسرائیل را نیز به دلایل متفائت ناراضی می‌ساخت.12

به گفته سرولین لوید، وزیر امور خارجه بریتانیا: «هدف اصلی ما در خلیج فارس، تضمین دسترسی منصفانه به نفت و فراهم آوردن شرایط باثبات برای تولید آن است». 13

با این حال، ایالات متحده به تدریج نفوذ خود را در خلیج فارس مستجکم کرد،زیرا توسعه روابط نزدیک با ایران به سیاست ایالات متحده در این منطقه تبدیل شده بود. در گزارش سفیر بریتانیا در تهران ، سر راجر استیونز به سلوین لویو آمده است: «اخیراً نشانه‌های زیادی دیده می‌شود که نیروی دریایی ایالات متحده در حال ایجاد موقعیت غالب برای خود در خلیج فارس است».14

در عین حال، سفیر بریتانیا در تهران گزارش خود به وزیر امور خارجه بریتانیا، در مورد پیگیری سیاست همکاری با ایالات متحده به دلایل اقتصادی و دفاعی و موقعیت نظامی بریتانیا در خلیج فارس گفت: «مطمئناً بهتر است راه‌حلی سازنده برای این بن‌بست پیدا کنیم، حتی با از دست دادن اندکی اعتبار، به جای این‌که منتظر بمانیم تا رویدادها ما را فرا گیرند و به‌طور اجتناب‌ناپذیری به موضعی دفاعی پرخطر رانده شویم». ‌15

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!