شرکت نفت انگلیس–ایران: پیشدرآمدی بر تأسیس بریتیش پترولیوم
دولت بریتانیا از وضعیت سیاسی حاکم بر ایران بهشدت ناخشنود بود، زیرا نفوذ آلمانها در کشور ابعاد گستردهای یافته بود. با آغاز تهاجم نیروهای آلمانی به اتحاد جماهیر شوروی در سال 1941، وینستون چرچیل، که بهخوبی از اهمیت استراتژیک حفاظت از منابع نفتی ایران در برابر رژیم نازی، که همواره با کمبود مزمن نفت مواجه بود، آگاه بود، تصمیم گرفت در این زمینه اقدام نماید.
در نتیجه، وی با جوزف استالین به توافق رسید و هدف نهایی این همکاری، اخراج تمامی اتباع آلمانی از ایران بود. در تاریخ 25 اوت 1941، نیروهای بریتانیا وارد مناطق جنوبی ایران شدند و بهطور همزمان، نیروهای شوروی از شمال به کشور هجوم آوردند. در پی این تحولات، رضا شاه در تاریخ 27 سپتامبر 1941 از سلطنت کنارهگیری نمود و فرزند ارشد 22 سالهاش، محمدرضا پهلوی، به عنوان پادشاه جدید ایران به تخت نشست.
در این دوره، نفش شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) در تلاشهای جنگی متفقین بیش از پیش اهمیت یافت. ایران نهتنها به مسیر کلیدی تأمین تجهیزات برای اتحاد شوروی تبدیل شد، بلکه پس از حمله ژاپن به ایالات متحده در 7 دسامبر 1941 و اشغال بخشهای وسعیی از جنوب شرق آسیا، پالایشگاه آبادان به منبع اصلی تولید فرآوردههای نفتی برای پشتیبانی از عملیات جنگی متفقین در هند و منطقه اقیانوس آرام بدل گردید.
در نتیجه، نیروی کار شرکت در استان خوزستان بیش از دو برابر افزایش یافت و از 32.000 نفر به 68.000 نفر رسید. شرکت نفت ایران و انگلیس، با حمایت مرکز تأمین خاورمیانه مستقر در قاهره، مسئولیت تأمین نیازهای اساسی این نیروی انسانی از جمله مسکن، مواد غذایی و سایر مایحتاج را برعهده گرفت. در این دورهف آبادان به یکی از مراکز مهم تعمیرات کشتی تبدیل شد و یک واحد پیشرفته برای تولید بنزین هواپیمایی با اکتان 100 احداث گردید؛ محصولی که نقشی اساسی در تأمین سوخت ناوگان هوایی متفقین، از جمله اتحتد جماهیر شوروی، ایفا کرد. تا سال 1945، تولید نفت ایران به 2 .19 میلیون تن رسید که بهطور چشمگیری از حداکثر تولید پیش از جنگ، یعنی 2 .10 میلیون تن، فراتر رفت و جایگاه ایران را بهعنوان یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی متفقین تثبیت کرد.
مداخله جماهیر شوروی در ایران، به شکلی متناقض، منجر به تجدیدنظر مجدد در توافق میان شرکت نفت امگلیس و ایران (AIOC) و دولت ایران شد. محدوده امتیازی این شرکت پنج استان شمالی ایران را شامل نمیشد، بنابراین فضای لازم برای ورود سایر شرکتها جهت کسب امتیازات نفتی فراهم بود. در سال 1943، شرکت شل و دو شرکت آمریکای اقداماتی اولیه برای دریافت امتیاز انجام دادند، اما این تلاشها بینتیجه ماند. با این حال، در نیمه دوم سال 1944، اتحاد جماهیر شوروی با اعمال فشار جدی، درصدد کسب امتیاز نفتی در مناطق شمالی ایران برآمد.
زمانی که این مسئله در دسامبر 1944 به مجلس شورای ملی ایران ارجاع شد، احساسات ملیگرایانه نمایندگان منجر به تصویب لایحهای شد که هرگونه مذاکره برای اعطای امتیازات نفتی به اتباع خارجی را ممنوع میکرد. طراح و ارائه دهنده این لایحه دکتر محمد مصدق بود.


