پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا
در قرن بیستم،گسترش مفهوم قلمرو برای مستعمرات خودگردان یکی از نشانههای روح کشورهای مشترک المنافع شد. ایجاد بخش قلمروها در دفتر مستعمرات در سال ۱۹۰۷ نشانهای از این روند بود. با این حال، بلوغ سیاسی قلمروها به ویژه در تایید قدرت کامل آنها در امور خارجی – مانند بستن پیمانها، داشتن نمایندگی دیپلماتیک، اعلام جنگ و صلح، به طور خلاصه تدوین سیاسی خارجی مستقل از نیازهای بریتانیا – خود را نشان داد. کانادا در این امور پیشرو بود. از سال ۱۸۷۱، این کشور در بستن پیمانها مشارکت داشت. تا دهه ۱۹۲۰، قلمروها موضعی به طور فزاینده مستقل در امور خارجی اتخاذ کردند، از جمله خودداری از پیوستن به درخواست بریتانیا در سال ۱۹۳۲ و به طور کلی اتخاذ دیدگاه نسبتا جزیرهای در مسائل بینالمللی.
در سال ۱۹۳۹، ورود به جنگ نشان دهنده وضعیت فردی قلمروها بود. اکنون دیگر وحدت امپراتوری در مسائل سیاست خارجی یا دفاعی وجود نداشت. ایرلند در سال ۱۹۲۲ به عنوان دولت آزاد ایرلند به قلمروها پیوسته بود، مسیر خود را پیش گرفت و بیطرفی اعلام کرد. در آفریقای جنوبی بحث شدیدی در مورد ورود به جنگ وجود داشت. از سوی دیگر، در استرالیا و نیوزلند، پیوندهای عاطفی قویتری با بریتانیا باعث پیچیدگی مسئله شد. سیاستمداران در آنجا از تعهد خودکار صحبت میکردند و در هر صورت، ترتیبات دفاعی آنها شامل همکاری نزدیک با بریتانیا بود.
در مقایسه با استرالیا و نیوزلند در نشان دادن استقلال کامل خود در مسائل خارجی و دفاعی کند بودند، در طول دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، کانادا، آفریقای جنوبی و ایرلند ه پیشرفت در این زمینهها ادامه دادند و تا سال ۱۹۳۹، پیش از دیگران، نمایندگیهای دیپلماتیک در کشورهای خارجی تاسیس کرده بودند. استرالیا و نیوزلند هنوز آسیب پذیرتر به حملات خارجی بودند و بنابراین به طور طبیعی احساس نیاز بیشتری به حفاظت از سوی قدرتهای بزرگ داشتند. تا زمانی که ژاپن از اقیانوس آرام عبور کرد و سقوط سنگاپور این باور را تحت حفاظت بریتانیا هستند، از بین برد،بریتانیا به عنوان یک قدرت محافظ برای آنها عمل میکرد. در این زمان، وابستگی سریعا به قدرت بزرگ دیگری یعنی ایالات متحده، منتقل شد.
انجام جنگ بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ شان داد که روح استقلال از زمان جنگهای ۱۹۱۴ – ۱۹۱۸ چقدر رشد کرده است. اکنون با هر قلمرو که کنترل کامل بر سیاست خارجی و نیروهای دفاعی خود داشت، هیچگونه کابینه جنگی امپراتوری وجود نداشت. با این حال، روحیه مشترک امپراتوری ادامه یافت ارتباطات روزانهای بین لندن و پایتختهای قلمروها برقرار بود؛ همچنین نمایندگان قلمروها در هیئتها سازمانهای مختلف بریتانیا حضور داشتند.
” تغییرات قانون اساسی که مبنای این اعلام استقلال ملی و کاهش سلطه پارلمان بریتانیا بود، در کنفرانسهای مختلفی در طول دهه ۱۹۲۰ فرمول بندی شد. به ویژه اعلامیه بالفور در سال ۱۹۲۶ (در خصوص ماهیت وضعیت قلمروها) و سپس قانون وست مینستر ۱۹۳۱ ر تایید قانون اساسی بریتانیا را به درخواستهای دولتهای کانادا، آفریقای جنوبی و ایرلند برای توانمندی کامل قلمروها اعطا کرد.” ۳۲ پس از آن، به عنوان مثال، فرماندار کل یک قلمرو به عنوان نماینده تاج و نه دولت بریتانیا شناخته میشد. بنابراین، قدرت رسمی اعطا شده به دفتر وی صرفاً نمادین بود و به ندرت اجرا میشد.
” در آینده، قوانین بریتانیایی تنها در صورتی در یک قلمرو اعمال میشد ه آن قلمرو درخواست و رضایت خود را اعلام میکرد، در حالی که قوانین قلمرو هیچگاه به دلیل تضاد با یک قانون بریتانیایی بیاعتبار نمیشد. با این حال، برخی محدودیتها در صلاحیت قانونی همچنان باقی ماند، برای مثال در برخی از قانون اساسیهایی که فدراسیونها ایجاد میکردند، به ویژه زمانی که هدف از آنها محافظت یا تثبیت برخی منافع حقوق بود.” ۳۳ از سوی دیگر، آفریقای جنوبی موزهای شدید در خصوص استقلال قانونی اتخاذ کرد و در دهه ۱۹۳۰ حق جدا شدن یا تبدیل به جمهوری را به دست آورد.
قلمروها، یعنی استرالیا، کانادا، نیوزلند، آفریقای جنوبی، دولت آزاد ایرلند و نیوفاندلند، برای چند سال توسط دولت بریتانیا به عنوان دولتهایی با خودمختاری کامل و برابری با بریتانیا پذیرفته شدند.


