پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا
در ادبیات و تاریخ، نمونههای بسیاری از این موضوع مشهور و آشنا میتوان یافت.
توسیدیدس در تاریخ جنگ پلوپونزی گفتوگوی معروف بین آتنیها و ملیاییها را در شانزدهمین سال جنگ با اسپارت ثبت کرده است: «هنگامی که آتنیها از دلیلشان برای تسخیر ملیا سؤال شدند، پاسخ دادند که این یک قانون طبیعت است که نیرومندان بر ضعیفان چیره شوند و همین برای توجیه آن کافی است.»3
توماس هابز نیز در لویاتان میل به تصاحب و تمایل به تملک را نخستین علت اصلی درگیریها دانسته و نوشته است: «پس در طبیعت انسان، سه علت اصلی نزاع وجود دارد: نخست، رقابت؛ دوم، بیاعتمادی؛ و سوم، افتخار. نخستین علت، انسان را برای کسب سود به تهاجم وامیدارد؛ دومی، برای امنیت؛ و سومی، برای شهرت.»4
همچنین شایان ذکر است که امپریالیسم یا استعمار را نباید صرفاً به عنوان تقابل نظامهای سیاسی مختلف، مانند سرمایهداری در برابر کمونیسم، آنگونه که مارکسیستها استدالال میکنند، در نظر گرفت؛ و نه صرفاً بخشی از «پیشرفت تاریخی به سوی استقالال و منزلت برابر همه ملتها.»5 آنگونه که نهرو و سوکارنو بیان میکردند.
در واقع، امپریالیسم تنها جلوهای از «تقابل دیرینه در تاریخ بشر میان واقعیت و آرمان، میان جهانی که در آن برخی ملتها و دولتها از قدرت بیشتری برخوردارند، و جهانی که در آن همه ملتها و دولتها برابرند» است.6
این تقابل در اصل همان کشمکش میان کراتوس (قدرت) و اتوس (اخلاق) است که از آغاز تاریخ مکتوب وجود داشته است. 7 آنچه در این مبارزه غیرمعمول بهنظر میرسد، این است که این کشمکش ابتدا در سطح روابط بینالملل آغاز نشده، بلکه در سطح تجربه و آرمانهای فردی شکل گرفته است.
تاریخچهای کوتاه از گسترش امپراتوری بریتانیا
امپراتوری در بریتانیا در دهه 1880 توسط جوزف چمبرلین در مخالفت با گروهی به نام «لیتل انگلندری» (Little Englanders) که طرفدار سیاست انزواطلبی بودند، حمایت و تبلیغ شد. برای دفاع از دیدگاه خود، چمبرلین اظهار داشت که نفوذ رو بخ گسترش فرانسه و آلمان باید با گسترش نفوذ بریتانیا متعادل شود. با این حال، «خاستگاههای امپراتوری بریتانیا، همچون شکل آن، تصادفی بودند.»


