پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا
در مورد واردات بریتانیا، چهار دهه نخست قرن بیستم، پس از اثبات نسبی قرن نوزدهمف شاهد چرخش محسوسی به سمت امپراتوری بود. هرچد تأمین کنندگان خارجی (به رهبرری ایالات متحده) همچنان جایگاه برتری داشتند، اما روندی کاهشی را طی میکردند. 23
علاوه بر آهن و ذغال سنگ، فلزاتی مانند مس، سرب، روی و قلع نیز ارزش فزایندهای یافتند و بار دیگر امپراتوری منبعی غنی از ثروت برای قرن بیستم شد. اما از آنجا که بریتانیا پیش از جنگ جهانی اول نتوانسته بود از بخشی از این منابع بهرهبرداری کند، بلژیک و آلمان به خرید کنسانترههای سرب و روی استرالیا و ایالاتمتحده به خرید نیکل کانادا پرداختند. آلمان همچنین ذخایر تنگستن ذر برمه، استرالیا و مالایا را فرآوری میکرد.
جنگ جهانی اول غفلت بریتانیا در این زمینه را بهضوح آشکار ساخت، و در دهههای 1920 و 1930، صنعتگران بریتانیایی بهطور فزایندهای مستقیماً از تولیدکنندگان مستعمراتی خرید میکردند، نه از واسطههای آلمانی و دیگر کشورها. همچنین بریتانیاییها در بهرهبرداری از منابع امپراتوری فعالتر شدند؛ برای نمونه در استخراج مس در رودزیای شمالی.
با این حال، بریتانیا از ارزش قلع مالایا که بازار جهانی را تحت سلطه داشت، غافل نبود و توانست چه پیش و چه پس از جنگ، بهطور موفقیت آمیزی از این منبع بهرهبرداری کند. مهمترین کمبود معدنی در سراسر امپراتوری، در زمینه محصولات نفتی و سنگ آهن بود؛ اما علاقهمندی بریتانیا به خاورمیانه در قرن بیستم، دقیقاً با هدف مقابله با این مشکل نفتی شکل گرفت.
در مورد صادرات بریتانیا نیز، امپراتوری به عنوان اصلیترین بازار فروش محصولات صنعتیاش مورد توجه فزاینده قرار گرفتغ زیرا یا از بازارهای خارجی کنار گذاشته میشد یا نمیتوانست با رقابت خارجی مقابله کند. تا دهه 1930، امپراتوری به بازاری حیاتی برای کالاهای صنعتی بریتانیا تبدیل شده بود. هند بزرگترین خریدار بود و پس از آن، استرالیا قرار داشت، اگرچه آفریقای جنوبی در دهه 1930 بهطور موقت رشد قابل توجهی در خرید نشان داد. اصلیترین خریدار خارجی نیز ایالاتمتحده بود. 24
با این حال، این پیوند نزدیک امپراتوری بای صادرات بریتانیا، از سوی مستعمرات به همان میزان پاسخ داده نمیشد. برای مثال، کانادا بیشتر به ایالاتمتخده وابسته بود تا به بریتانیا برای تأمین کالاهای صنعتی. سیلان و استرالیا نیز در قرن بیستم، بخش زیاذی از واردات خود از منابعی غیر از بریتانیا تأمین میکردند. برخی از جزایر هند غربی هم تأمین کنندگان آمریکایی را به بریتانیاییها ترجیح میدادند.
با پیشرفت قرن بیستم، بسیار یاز اقتصادهای پیشرفتهشده، بهتدریج سهم وارداتی بریتانیا را کاهش دادند، در حالی که سهم امپراتوری و حتی کشورهای خارجی افزایش یافت. هرچند پس از سال 1925، در اکثر موارد بازیابی جزئی برای بریتانیا رخ دادف اما تا میانه دهه 1930، روند نزولی دوباره آغاز شد. حتی در بخشهای وابسته امپراتوری نیز، گرایش به دور شدن از تولیدکنندگان بریتانیایی بهطور فزایندهای دیده میشد: برای مثال مالایا به سمت منابع خارجی. در مقابل، آفریقای غربی همچنان به بیتانیا وابسته باقی مانده بود. 25


