پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا

پکس بریتانیکا (صلح بریتانیایی) : اوج شکوه و اقتدار امپراتوری بریتانیا

می‌توان گفت که بریتانیا به‌طور فزاینده‌ای به بازارهای امپراتوری وابسته شده بود، درحالی که خود امپراتوری به تدریج وابستگی‌اش به کالاهای تولیدی بریتانیا را کاهش می‌داد، برای مثال، در زمینه صادرات کالاهای کم ارزش مانند آبجو، صابون، کتاب و خوراکی‌های لوکس، کشورهای امپراتوری همچنان خریداران اصلی بریتانیا باقی مانده بودند. «زنان استرالیایی عاشق آن بودند که با کلاه‌های ساخت لندن قدم بزنند، در حالی که شکلات‌های انگلیسی می‌خوردند و چای انگلیسی می‌نوشیدند.»

در مورد صادرات کالاهای باارزش‌تر، امپراتوری به بازاری حیاتی برای بریتانیا تبدیل شده بود. درحالی که یک قرن پیش، سه‌چهارم صادرات نساجی بریتانیا به کشورهای خارجی و تنها یک‌چهارم به امپراتوری می‌رفت، در سال 1930 این نسبت تقریباً برابر شده بود. 26

در میان کشورهای توسعه‌یافته‌تر امپراتوری (یعنی دومینیون‌ها)، حس فزاینده‌ای از استقلال اقتصادی، طرح‌های صنعتی سازی، و تمایل به تنوع‌بخشی در تجارت شکل گرفته بود. تولیدکنندگان بریتانیایی دلیل چندانی نداشتند که در درازمدت به بازارهای امپراتوری امید داشته باشند. بریتانیا دگیر نمی‌توانست انتظار داشته باشد که سهم پیشین خود را در این کشورها حفظ کند.

با این حال، بریتانیا همچنان توانست قدرت خود را به‌عنوان مرکز مالی جهان حفظ کند، درحالی که به‌عنوان یک قدرت تجاری در حال افول بود. درآمدهای نامرئی همواره باعث حفظ تعادل حساب‌های بریتانیا شده بودند. این درآمدها از طریق نقش بریتانیا به‌عنوان بانکدار، حمل‌و‌نقل کننده و بیمه‌گر جهانی، و به‌ویژه از طریق سود سرمایه‌گذاری‌های خارجی به‌دست می‌آمد. اهمیت درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری‌های خارجی را می‌توان از افزایش سهم آم در درآمد ملی ملی مشاهده کرد: از 4% در سال 188. به 10% تا سال 1914 رسید. میانگین درآمد سالانه از این سرمایه‌گذاری‌ها بین سال‌های 1870 تا 1914 حدود 110 میلیون پوند بود؛ بدیهی است که این عدد در سال‌های پایانی بیشتر شد ( در سال 1913، 210 میلیون پوند، درآمد از مجموع بیش از 3700 میلیون پوند سرمایه‌گذاری).

برتری مالی بریتانیا درست پیش از جنگ جهانی اول ( 1914 – 1918) در اوج خود قرار داشت. اما بحران‌های بین‌المللی و ضعف‌های داخلی، بریتانیا را تحت فشار قرار دادند و این کشور در تلاش برای بازیابی و حفظ موقعیت خود در بیست سال بعد از جنگ موفق نبود. در نتیجه، ایالات‌متحده جایگزین بریتانیا به‌عنوان اصلی‌ترین بستانکار کانادا و بخش زیائی از آمریکای لاتین (به‌ویژه آرژانتین و شیلی) شد، با این حال بریتانیا همچنان جایگاه خود را در استرالیا، هند، آفریقا، امپراتوری شرقی و چین حفظ کرد. همچنیت سزمایه‌گذاری قابل توجهی در خاورمیانه برای نفت و در مناطق دیگر مانند ونزوئلا انجام داد.

به‌طور کلی، سرعت افول بریتانیا در تجارت بیشتر از سرمایه‌گذاری بود و اگرجه در دهه 1930 قدرت دلار آمریکا انکارناپذیر بود، اما لندن همچنان یکی از مراکز مالی پیشرو جهانی باقی ماند. 27 با این حال، این وضعیت تا حدی گمراه‌کننده بود، چرا که اقتصاد بریتانیا دارای نواقص جدی بود. ارزش پوند بیش از حد واقعی‌اش برآورد می‌شد و افول نسبی تجارت بریتانیا فشار زیادی بر توان مالی سرمایه‌دارام بریتانیایی وارد می‌کرد. تا سال 1939، پیشرفت اقتصادی آلمان و ژاپن، همراه با قدرت اقتصادی آزمون‌نشده آمریکا، تهدیدهای جدی‌ای برای حفظ موقعیت بریتانیا به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی محسوب می‌شدند.

امپراتوری بریتانیا در اوج وسعت خود 1920

آغاز فراینذ استعمارزدایی؛ دومینیون‌ها (خودمختار) و کشورهای مشترک‌المنافع

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!