موضع ایالات متحده در بحران نفت ایران (۱۹۵۱–۱۹۵۳): میانجیگری آمریکا با چشماندازی به شرکت نفت انگلیس–ایران؛ جلوهای از دوگانگی در سیاست آمریکا؛ و رویکرد راهبردی بریتانیا بهدنبال بحران شرکت نفت انگلیس–ایران نسبت به خلیج فارس.
در سال 1954، یک سال پس از سرنگونی دکتر مصدق، نخستوزیر ایران، سر راجر مکینز، سفیر بریتانیا در واشنگتن، نوشت:
“آمریکاییها مصمم هستند جای ما را در خاورمیانه بگیرند. نفوذآنها از پایان جنگ جهانی دوم به شکل قابل توجهی در این منطقه گسترش یافته است و اکنون بهعنوان تأثیرگذارترین نیروی خارجی در غربستان سعودی تثبیت شدهاند. آنها در حال کسب برتری در ایران هستند”.1
ضعف اقتصادی بریتانیا، که مانع از همگانی آن با پیشرفتهای نظامی، بهویژه فناوری تسلیحات هستهای میشد، و همچنین نگرانی از تهدید کمونیسم علیه منافعش در خلیج فارس، دولت بریتانیا را متقاعد کرد به دلایل اقتصادی و دفاعی با ایالات متحده متحد شود. از دیدگاه دولت بریتانیا، با توجه به محدودیتهای عملیاتی ناشی از تضعیف موقعیت بریتانیا، تقسیم کار برای حفظ منافع بریتانیا در خلیج فارس ضروری به نظر میرسید.


