انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945

انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945

کشتی سربازان داشت وارد بندر نیویورک می‌شد، تازه خورشید داشت بر روی مجسمه آزادی می‌درخشید. دونالد وربی با صدها سرباز دیگر روی عرشه بود که نگاهی بیندازد به آسمان خراش‌های منهتن. بنا به گفته وی “عرشه پر از سربازان قوی بر روی خود داشت، ولی همه در حال بغض بودند.”

هنگام سفر برگشت از جنگ که بر روی اقیانوس اطلس بودیم، خاطرات جنگ جای خود را به خاطرات برگشت به آمریکا دادند. وربی می‌دانست که دارد برمی‌گردد به آمریکایی که در اثر جنگ ثروتمندتر شده بود، جایی که مردم انتظار زندگی لوکس داشتند برخلاف شرایطی که غیر قابل تصور بود برای اروپایی‌ها. او از اینکه بریتانیایی‌ها سختی را تحمل کرده بودند بسیار تعجب کرده بود و آنها را تحسین می‌نمود. تحسین می‌نمود که شاکی نبودند، اوضاع را تحمل می‌کردند. او در این فکر بود که آیا آمریکایی‌ها هم می‌توانستند و قادر بودند مثل بریتانیایی‌ها شرایط را تحمل کنند. برگشت به آمریکا آسان نبود. زمان برد برای وفق دادن به یک کشوری که در کل صدمه ندیده بود. یک روز، کمی بعد از برگشت وی، وربی شنید که یک زنی در یک قنادی برای مشتری دیگر تعریف می‌کرد که چقدر ناراحت بود که جنگ به پایان رسیده است. اگر جنگ تا یک سال دیگر ادامه پیدا می‌کرد  و آن زن و شوهر وی تمام بدهی‌های خود را بابت چهار خانه‌ای که خریده بودند، که توسط درآمدهای جنگی به دست آورده بودند پرداخت می‌کردند. وربی تعریف می‌کند که ناگهان زن دیگری که پسرش سرباز بود و در جنگ کشته شده بود بسیار ناراحت و عصبانی از گفته‌های آن زن که از درآمد خود در اثر جنگ تعریف می‌کرد شد، و یک شیرینی خامه‌ای را محکم کوباند در صورت زنی که از درآمدهای جنگی سود برده بود، می‌گفت کاش یک سال دیگر جنگ ادامه پیدا می‌کرد. پس از کوباندن شیرینی در صورت آن زن به وی گفت، “این بابت کشته شدن پسرم در جنگ جهانی دوم.”1 وربی سریع بااشتیاق فراوان خسارت شیرینی را به شیرینی فروش پرداخت کرد.

درآمدهای جنگی زیربنای خوشبختی آمریکا را برای ۲۵ سال بعد ایجاد نمود. به عنوان “زرادخانه دموکراسی” ایالات متحده آمریکا تا ۱۹۴۴ چهل درصد سلاح‌های جهان را تولید می‌نمود. جیره‌بندی در کار نبود. کمبود در کار نبود. بمبارانی در کار نبود. در نتیجه درآمد و مصرف به حد زیادی بالا رفته بود. تقابل با بریتانیا آشکار بود. نه به خاطر برگشت سربازان به آمریکا، بلکه به خاطر آنکه ۷۰ هزار دختر بریتانیایی همسر آنها شدند، در آمریکا خانه خریدند و توانستند صاحب خانه بشوند در آمریکا. بار بارا مارکوس، یکی از این عروسهای جنگ احساس می‌کرد که در دنیای دیگر افتاده است، و فرود آمده. “فراوانی همه چیز وجود داشت. احساس خوبی به آدم دست می‌داد، برعکس در بریتانیا. روز عروسی رفتیم به یک رستوران استیک. هفت سال بود که رنگ گوشت ندیده بودم که به این اندازه باشد. اول به من سرو کردند چون عروس بودم. انقدر استیک بزرگ بود که اول فکر کردم برای هر دو از ما می‌باشد، اما دیدم برای هر کدام همین اندازه استیک آوردند.”2

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!