انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945
حالا دیگر چرچیل در قدرت نمی باشد، ولی شدیدا نگرانی وی نسبت به سکوت و عدم تحرک آمریکا در مقابل از نظر چرچیل تهدیدات واضح شوروی نسبت به اروپا، در صدر سیاست خارجی بریتانیا محسوب می شد، و ادامه داشت. چرچیل در هری ترومن حمایتهایی را مشاهده نسبت به نگرانی خود کرد، و آن این بود که در ژانویه 1946، ترومن در رابطه با سیاستهایی که وزارت امور خارجه آمریکا دنبال می کرد نگران بود. ترومن گفت: “از سرپرستی و مواظب بودن شوروی ها مثل یک نوزاد خسته شده ام.”35 در ماه مارس، در طول یک سفر خصوصی به آمریکا، چرچیل همراه با ترومن به وستمینیستر کالج، در، نولتون، میزوری که ایالت محل تولد ترومن بود رفت. ترومن در طی سفر در قطار نطق چرچیل را خواند، و گفت که، “نطق قابل ستایشی است… این نطق چیزی جز خوب و قابل ستایش نمی باشد، گرچه نطق تکان دهنده ای می باشد.26 پیام چرچیل واضح و رک، و مشخص بود، وی گفت، “از استتین در دریای بالیتک تا تریئست در دریای ادریاتیک، یک پرده آهنی فرود آمده است بر روی قاره اروپا. فکر نکنم که اتحاد شوروی دنبال جنگ دیگری در اروپا میباشد، اما روسها دنبال محکم کردن قدرت خود هستند. آیا چقدر شورویها در اروپا گسترش پیدا کنند، بستگی به پاسخ غرب به حرکت آنها دارد. من خواهان “روابط خاص” بین ایالات متحده آمریکا، و بازار مشترک المنافع بریتانیا هستم. این یعنی همکاری کادر نظامی همگی با یکدیگر، سهیم بودن در پایگاهها، منابع، و سلاحها و نهایتاً شاید شهروندی مشترک. این ارتباط دوستانه و برادران مردمان انگلیسی زبان تنها امید برای جهانی است که حالا مواجه شده است با خطر از طرف کمونیزم.”27
طبق پیش بینی ترومن نطق چرچیل تکان ایجاد کرد. اخطارهای وی در رابطه با شوروی و رفتار آنها انعکاس در واشنگتن پیدا کرد. در 22 فوریه، جرج کنان، کار دار آمریکا در مسکو. گزارش بسیار عمیق و تحلیلی، که تقریبا هماهنگ با گفته های چرچیل راجع به رفتار شوروی ها بود به واشنگتن ارسال نمود. کنان در گزارش خود خاطرنشان ساخت که: “در هر حال با همه این حرفها، شورویها از لحاظ مالی نسبت به ایالات متحده آمریکا ضعیفتر میباشند، و میشود آنها را مهار کرد، بدون متوسل شدن به هرگونه درگیری کلی نظامی، به شرط آنکه ایالات متحده آمریکا هماهنگی قاطعیت و بیدادی غرب را تضمین کند.”28 در ماه مارس روسای ستاد مشترک خصوصی اخطار دادند که، “فروپاشی یا شکسست امپراطوری بریتانیا از منطقه اروپا و آسیا آخرین سد مقاومت را هضم نمود که بین ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت از لحاظ نظامی موقعیت فعلی ما قدرت جهانی یک لازم است که به طور نزدیک با بریتانیا همکاری کنیم.”29
اما عکس العمل عمومی نسبت به نطق چرچیل با هیجان کمتری خود را نشان داد. گرچه شمارش در ماه مارس 1946 نشان دهنده آن بود که هفتاد درصد آمریکایی ها سیاست خارجی شوروی را تایید نمی کردند، پیشنهاد و ایده همکاری نزدیک با بریتانیا هم همچنین در آمریکا زیاد با استقبال همگانی روبرو نشد. همین اخیراً آمریکاییها کشیده شده بودند به طرف اینکه یک سازمان ملل متحد صلح جهان را حفظ و تضمین نماید، و میترسیدند که یک روابط خاص بین انگلستان و آمریکا چنین زیربنایی را از بین ببرد. معترضا در نیویورک خطاب به چرچیل در تظاهرات خود میگفتند: “وینی وینی (منظور وینستون بود) برو، به تو احتیاج نیست، سازمان ملل متحد آمده است که برای همیشه بماند.”30 روزنامه وال استریت نوشت که “عکس العمل کشور به نطق فولتن آقای چرچیل به اثبات میرساند که ایالات متحده هیچ نوع متحدی نمیخواهد، و نیازی به این حرفها ندارد.”31


