بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

همینطور که تعداد سربازان آمریکایی در بریتانیا زیاد می شدند، مجموع روسای ستادهای بریتانیایی و آمریکایی برنامه ریزی برای مرحله بعدی جنگ می کردند. کنفرانس روزولت، استالین، چرچیل در تهران در نوامبر سال 1943 نقطه عطفی در روابط بین بریتانیا و آمریکا محسوب می شد.41 تا حالا بریتانیا قدرت بزرگ و مسلط در جهان بوده، از طریق تجربه زیاد خود و نیروی نظامی برتر خود. در کازابلانکا، و مانند کنفرانس 1942، چرچیل و بروکس، و استراتژی مدیترانه آنها قدرت اصلی بر روی آمریکایی ها محسوب می شد، چرا که آمریکایی ها بین خودشان تفرقه داشتند. اما درسال 1943 ستادهای آمریکا مشکلات را بین خود حل نمودند، و هماهنگی را بین خود بهتر ساختند، که از حمایت کامل رییس جمهور برخوردار شدند. برتری قدرت آمریکا حالا دیگر بین خود و بریتانیا حس می شد. بریتانیا هنوز از سربازان بیشتری در جنگ برخوردار بود تا ایالات متحده آمریکا، اما سربازان بریتانیایی تکیه کرده بودند به سلاح ها و وسائلی که از آمریکا می آمد.

چرچیل که تحت تاثیر قول ادامه برنامه لند-لیس پس از شکست آلمان قرار گرفته بود، نهایتاً در آگوست ۱۹۴۳ موافقت کرد به اشغال فرانسه در تابستان بعدی. در کنفرانس تهران، آمریکایی‌ها مصمم بودند که چرچیل را سر قول که داده بود مسئول نگه دارند. حالا آمریکایی‌ها سازمان یافته بودند و قدرت انجام آن را هم داشتند.

روابط سیاسی هم تغییر پیدا کرده بود. روزولت مقابل شجاعانه روسیه در مقابل هیتلر و تجاوز هیتلر که به سقوط کند را مشاهده کرده بود. روزولت در استالین مشاهده کرد که نه تنها وی سیاستمداری بود که نقش مهمی در شکست هیتلر داشت، بلکه یک رهبری بود که دنیای بعد از جنگ را مورد تسلط خود قرار خواهد داد . درس مشخص بود. آمریکا باید به تنهایی با روسیه روابط خود را شکل دهد، و به بریتانیا اجازه ادعای شرایط مساوی در این روابط را ندهد. در سال ۱۹۴۲ روزولت به چرچیل گفته بود: “فکر می‌کنم من بهتر از وزارت امور خارجه شما یا وزارت امور خارجه خودمان با استالین برخورد کنم. استالین از رده بالاهای شما متنفر است. استالین فکر می‌کند از من بهتر خوشش می‌آید، و امید دارم همین ادامه داشته باشد.”42 در این مورد، در اولین جلسه سه رهبر بزرگ، روزولت مصمم بود که این نکته را ثابت کند.

در تهران روزولت چند قدم اضافی برای استالین برداشت، به او فهماند که آمریکا و بریتانیا نیامده‌اند که دسته‌ای بریزند سر روسیه. روزولت از اینکه با چرچیل روز قبل یا بعد از مذاکرات تهران ملاقات خصوصی داشته باشد خودداری نمود. در زمان‌های متعدد هنگام جلسات، و مهمانی شام روزولت در عموم با استالین شوخی می‌کرد، و به چرچیل کنایه می زد، در حدی که مقطعی استالین مجبور شد که چرچیل را از ترک جلسه منصرف سازد. روزولت، و ایورل هریمن، همیشه از ناراحتی دیگران لذت می‌بردند، با شوخی‌های خود، با آنها. “از اینکه دیگر از شوخی‌های هریمن و روزولت رنجیده می‌شدند لذت می‌بردند، و در این مورد چرچیل مد نظر آنها بود و هیچ نگرانی برای هریمن و روزولت نبود که شوخی‌های آنها باعث توهین به دیگران می‌شد.”43 بنا به گفته الیوت روزولت، پسر روزولت که از رفتار پدر خود دفاع می‌کرد. “برای پدر بسیار مهم بود که به نظر نرسد با چرچیل روابط نزدیک دارد. استالین بسیار عصبانی می‌شد، اگر احساس می‌کرد که بریتانیا و آمریکا در مقابل او ایستاده‌اند، او به تنهایی با آلمان می‌جنگد. او (روزولت) نمی‌توانست مستقیم به چرچیل بگوید، وینستون من مجبور هستم اینطور رفتار کنم.” زیرا چرچیل احساس می‌کرد که مورد بازی قرار گرفته است.”44

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!