بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941
ماموریت کریپس موفقیت آمیز نبود. گاندی احساس میکرد برای حزب کنگره کم و دیر اقدام شده است از طرف بریتانیا، و اعتراض داشت به پیشنهاد اجازه دادن به مسلمانان که برای خود کشوری مستقل ایجاد کنند. صحبتها به جایی نرسیدند. روزولت راضی نبود از اوضاع و به چرچیل فشار آورد که مذاکرات را از سر بگیرد، بر اساس اینکه افکار عمومی آمریکا بریتانیا را سرزنش خواهند کرد برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات. چرچیل معمولاً بهترین کوشش خود را میکرد که با خواستههای روزولت هماهنگ باشد، به دلیل اینکه از نظر او همکاری با آمریکا یک رکن اصلی سیاست و منافع بریتانیا خواهد بود. اما امپراتوری قابل مذاکره نخواهد بود. چرچیل به هری هاپکینزکه آن موقع در لندن بود، گفت، اگر روزولت بر روی موضوع امپراتوری فشار آورد او استعفا میکند. طبق گفتههای شفاف هاپکینز “عصبانیت چرچیل در مورد ساعت در نیمه شب به گوش میرسید.”30
بحث و مناظره درباره امپریالیزم ادامه داشت. به خصوص داشت صدمه میزد به تلاشهای جنگی انگلیس و آمریکا در جنوب شرقی آسیا.
استراتژیهای متعدد از منافع متعدد سرچشمه گرفته بودند. در سال ۱۹۴۳ بریتانیا قصد داشت از طریق جنوب، و داخل برمه سرزمینهای از دست داده شده خود را در مالایا و سنگاپور به دست آورد. سرزمینهای مستعمراتی که ژاپن به آنها حمله ور شده بود. آمریکاییها میخواستند از طریق شمال شرق به چین کمک بکنند، که در صدد ایجاد اتحاد با وی بودند. معاون فرمانده آمریکایی جبهه جنوب شرق آسیا، ژنرال استیل ول، بسیار شاکی بود از دست مقام بالاتر بریتانیایی خود، لرد لوئی مانتباتن. استیل ول در خاطراتش به لرد مانتباتن چنین خطاب می کرد: “لوئی بچه”،”پسر بچه ژیگول” که دائم به فکر بازیهای دلجویانه میباشد. روابط بریتانیا و آمریکا بسیار بد و تمسخرآمیز برای همدیگر شده بود که آمریکاییها شروع به مسخره کردن بریتانیاییها کردند، لایمیها (منظور بریتانیاییها) سیاستگذاری می کنند، ینکیها (منظور آمریکایی ها) با ژاپن باید بجنگد. بریتانیاییها به امپراتوری خود میرسند، و فقط سرزنشها به آمریکاییها میرسد.”31
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25


