بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941
اما آن مشارکت بریتانیا باعث نشد که آمریکا با بریتانیا بطور مساوی رفتار کند، و عملا رفتار آمریکا با بریتانیا در برنامه اتمی خود بطور غیرمساوی و آنکه بریتانیا از نظر آمریکا شریک کوچکتر در برنامه اتمی تلقی می گردید. زمانی که آمریکایی ها جلو افتادند از بریتانیا در پروژه اتمی، دیگر بریتانیا را بعنوان همکار مساوی به حساب نیاوردند، و فقط از آن در چارچوب نیازهای خود استفاده می کردند، که به آن اشاره شده است. پس از جنگ هم، همین همکاری محدود متوقف گردید، که بسیار دولت بریتانیا و دانشمندان، و محققان بریتانیایی را ناراحت و عصبانی کرد.
روز ششم ژوئن 1944 روز د-دی، روز حرکت آخری در جنگ اروپا. تا اولین فرود در اروپا، رهبران بریتانیایی مانند چرچیل و بروکس نگران آن بودند که اشغال ممکن است زود باشد و آنکه هیتلر ممکن است نیروهای متحدین را به قتل برساند یا تا ماه ها در سواحل نگهشان دارد، مثل آنکه در انزیو در ایتالیا اتفاق افتاد در اوایل سال. همانطوریکه منتظر بود، با نگرانی شب حمله د.دی بروکس در خاطرات خود نوشت: “من نگران کل این جریان هستم… ممکن است که بدترین مرحله کل جنگ باشد.”53
علیرغم کشتار سواحل “اوماها” و آهستگی درگیری ها بدبینی بروکس و هراس وی درک نشدند. ارتش و نیروهای ایزنهاور بزودی شمال فرانسه را در بر می گرفتند و برای هفته ها در آن تابستان صحبتهای زیادی بود درباره پیروزی تا کریسمس. اما چیزی که در ذهن بروکس، و چرچیل بود، اینکه از حالا به بعد این جنگ و نمایش آمریکا خواهد بود. ایتالیا صحنه ای بود زیر کنترل کلی بریتانیا که نیروهای بریتانیایی مسلط بودند، نیروی آمریکایی ها زیر نظر بریتانیا بودند. اما تا جبهه ها باز شدند در شمال و جنوب فرانسه آمریکایی ها نیروهای خود و محموله های خود را از ایتالیا وارد کردند. چرچیل التماس می کرد به روزولت که ملایم باشد. اما روزولت، تحت تاثیر روسای ستاد مشترک موضع خود را محکم تر می کرد، و با قاطعیت خاطر نشان می ساخت که: “منافع و امید من تمرکز دارد بر روی شکست آلمان در مقابل اگزنهاور و وارد آلمان بشوم، تا محدود ساختن این عمل برای هدف سکوی پرش برای حمله کامل به ایتالیا.”54 برای بریتانیایی ها موضوع خیلی سنگین و ناراحت کننده بود که محروم شده بودند از پیشرفت بطرف آلپ و رفتن به اتریش. چون بریتانیا در اول جنگ تعیین کننده استراتژی بود، حالا باید قبول می کرد که آمریکا تعیین کننده خواهد بود.
بعد از د.دی ایالات متحده برای اولین بار بیش از بریتانیا نیروی نظامی در عملیات جنگ داشت، و سربازان آمریکایی همین طور از آمریکا می آمدند. بریتانیا و بازار مشترک المنافع تمام نیروهای موجود خود را بسیج کرده بودند، اما در آمریکا هزارها جوان داشتند تعلیمات اولیه را برای جنگ می دیدند که برای آمریکا بجنگند. حالا ارتش آمریکا از لحاظ بزرگی بعد از روسیه دومین بشمار می رفت. نیروی دریایی آمریکا سه برابر بزرگی نیروی دریایی بریتانیا بود. صنایع آمریکا هم رو به ساختن وسائل جنگی کردند. و بخاطر دوری جغرافیایی از جمله هیتلر محفوظ بشمار می رفتند، و سه برابر 1939 تولید می کردند. چرچیل بطور فعال آگاهی داشت از کاهش نفوذ بریتانیا. در دسامبر 1944 چرچیل با تاسف گفت: “ارتش ما فقط نصف ارتش آمریکا هست، و بزودی یک سوم ارتش آمریکا خواهد شد. حالا به آن آسانی که قبل بود کارها نیستند که بشود کار پیش برد، و برای من سخت است که کاری بتوانم انجام دهم.”55
Pages: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25


