زمینههای فوری بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران (Anglo- Iranian): روابط بریتانیا و ایران
با تثبیت سلطه بریتانیا بر هند، نفوذ تجاری کمپانی هند شرقی در منطقه خلیج فارس به تدریج به برتری سیاسی بریتانیا بر این منطقه تبدیل شد؛ فرایندی که تا حدود سه چهارم قرن بیستم ادامه یافت. عامل اولیه این تحول، تحرکات ناپلئون در خاورمیانه بود. فرانسه، که از دیرباز رقیب استعماری بریتانیا به شمار میرفت، پیشتر در میانه قرن هفدهم تلاش ناموفقی برای تثبیت حضور خود در خلیج فارس و پیشروی به سوی هند انجام داده بود.
با آغاز جنگ میان بریتانیا و فرانسه انقلابی، دولت پاریس نمایندگانی را به خاورمیانه اعزام کرد تا امکان پیشروی به سوی هند را بررسی کنند. در چنین شرایطی، ورود ناپلئون به مصر در محافل سیاسی بریتانیا بهعنوان مقدمهای برای حمله به هند تلقی شد. تهدید حضور فرانسه در منطقه، لرد ولزلی، فرماندار کل هند، را بر آن داشت که سیاست دفاعی امپراطوری را به فراتر از مرزهای هند گسترش دهد. در این راستا، وی کوشید سیاست معروف خود، یعنی اتحادهای تابع را به دولتهای هم جوار هند در غرب نیز تسری دهد.
لرد ولزلی در این چهارچوب هیئتی را به تهران، پایتخت ایران، اعزام کرد تا توافقهایی برای جلوگیری از نفوذ فرانسه منعقد کند. این ماموریت در ابتدا به دست یک ایرانی وابسته به کمپانی هند شرقی انجام شد و موفق شد فتحعلیشاه شاه را متعهد کند که در صورت پیشروی فرانسویها به سوی خلیج فارس، حمایت نظامی خود را در اختیار بریتانیا قرار دهد. در ادامه، برای تحکیم این توافق، فرماندار کل هند، کاپیتان (و بعدها ژنرال سِر) جان ملکم را به تهران فرستاد. با وجود تردیدهای اولیه شاه ایران در همکاری با بریتانیا به سطح نظر ملکم، تلاشهای دیپلماتیک سرانجام به انعقاد دو معاهده میان دو کشور انجامید: یکی معاهده سیاسی و دیگری توافقی تجاری. مطابق معاهده سیاسی، طرفین متعهد شدهاند که در صورت اقدام نظامی فرانسه به سوی خلیج فارس، تدابیر دفاعی مشترکی اتخاذ کنند. معاهده تجاری نیز شامل مجموعهای از مقررات با هدف تسهیل و توسعه روابط اقتصادی میان ایران و بریتانیا بود. 5
اتحاد دولت بریتانیا با ایران اساساً از آن جهت بود که ایران بهعنوان ابزاری در مقابله با روسیه به کار رفته شود. با این حال، هنگامی که سن پترزبورگ در سال ۱۸۰۰ گرجستان را تحت حاکمیت امپراطور ایران قرار داشت، به قلمرو خود الحاق کرد، بریتانیا از پاسخگویی به درخواست کمک ایران امتناع ورزید.
این اقدام بریتانیا پیامد تلاش مجدد فرانسه برای گسترش نفوذ خود بر ایران بود. در نتیجه، امپراطور ایران، فتحعلی شاه برای کسب حمایت به فرانسه متوسل شد. ناپلئون نیز با میل فراوان حمایت از ایران را پذیرفت، چرا که این کشور میتوانست به عنوان پایگاهی رای عملیات علیه هند مورد بهرهبرداری قرار گیرد. ۶
لرد مینتو، که به عنوان جانشین ویلسلی به عنوان فرماندار کل هند منصوب شده بود، بلافاصله دستور داد که ژنرال سرجان مالکوم مجدداً به ایران اعزام شود. این تصمیم به دلیل نگرانیهایی بود که از روابط فزاینده فرانسه و ایران در هند به وجود آمده بود. ماموریت اصلی مالکوم جلوگیری از استقرار نفوذ فرانسویها در ایران بود. در این دوران، نفوذ فرانسه در تهران بهطور چشمگیری افزایش یافت و به یک تهدید جدی برای منافع بریتانیا تبدیل شده بود. فرستاده بریتانیا، که از سوی امپراطور ایران پذیرفته نشده بود، به دستور مقامات ایران موظف به مذاکره با دربار ولیعهد در شیراز شد؛ ولیعدی که حاکم فارس بود و استان فارس یکی از مناطق مهم و هممرز با خلیج فارس محسوب میشد.


