زمینههای فوری بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران (Anglo- Iranian): روابط بریتانیا و ایران
در پی این شرایط، نماینده بریتانیا فوراً به کلکته بازگشت و از لرد مینتو خاصتا نیرویی اعزامی به خلیج فارس فرستاده شود تا در این منطقه پایگاهی استراتژیک تاسیس گردد. ژنرال سرجان مالکوم در گزارش خود به فرماندار کل هند پیشنهاد کرد که ایجاد یک پایگاه نظامی در خلیج فارس میتواند به عنوان یک ابزار قوی در اختیار دولت بریتانیا قرار گیرد و در نتیجه نیازی به اتکا به حمایتهای ایرانیان نخواهد بود. ۷
با این حال، فرماندار کل هند تصمیم گرفت تا فرستادهای دیگر به ایران اعزام کند، چرا که او اعتقاد داشت ماموریتهای بیشتر مارکوم قادر نخواهد بود وضعیت روابط ایران و بریتانیا را بهبود ببخشند. فرستاده جدید سر هارفورد جونز بود. وظیفه او ترمیم و بازسازی روابط دوجانبه انگلیس و ایران بود که در پی اقدامات مالکوم رو به وخامت گذاشته بود.
شاه ایران تمامی تعهدات پیشین خود را رد کرده و متعهد شد که از عبور نیروهای نظامی اروپایی به هند جلوگیری نماید، در ازای دریافت وعدهای برای حمایت مالی و نظامی در صورت هجوم یک قدرت اروپایی به ایران. توافق اولیهای که جونز در سال ۱۸۰۹ مذاکره کرد، مبنای معاهده دفاعی در سال ۱۸۱۴ میان بریتانیا و ایران شد. دلیل بهبود ناگهانی و غیرمنتظره روابط ایران و بریتانیا این بود که تزار الکساندر اول روسیه و ناپلئون به تازگی توافق صلحی میان خود امضا کرده بودند. از منظر تهران، اتحاد فرانسه و ایران عمدتاً به عنوان ابزاری در سیاست ضد روسی ر نظر گرفته میشد؛ بنابراین چنین تحولی در روابط میان فرانسه و روسیه باعث نگرانی و اضطراب شدید در تهران گردید. توافق فرانسه و روسیه از نظر بریتانیا در زمانی به طور استراتژیک بسیار مناسب صورت گرفت، بهویژه که ایران در موقعیتی آسیبپذیر و ضعیف قرار داشت و در حال جنگ و خصومت آشکار با روسیه بود.
به دنبال این وضعیت، فرستاده بریتانیا، سر هارفورد جونز، بهطور ماهرانهای از شرایط ناشی از درگیری ایران با روسیه و معاهده صلح فرانسه و روسیه، موسوم به معاهده تیلست، بهرهبرداری کرد. با سقوط ناپلئون و تغییرات در وضعیت سیاسی اروپا، تحولی جدید در سیاستهای منطقهای به وقوع پیوست. روسیه جایگزین فرانسه شد و به تهدید اصلی بریتانیا برای هند تبدیل گردید. ۸
پیگیری اقدامات دیپلماتیک فعال بریتانیا در ایران، در دوران درگیری این کشور با روسیه، در نهایت منجر به آن شد که ایران به طور کامل به عنوان یک قدرت مستقل باقی نماند. این تحولات در نهایت منجر به ایجاد حوزه نفوذ بریتانیا در ایران گردید که تا اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی ادامه یافت.
معاهده ۱۸۱۴ میان بریتانیا و ایران، که نتیجه تلاشهای دیپلماتیک سر هارفورد جونز بود، برخلاف آنچه در تهران پذیرفته شده بود و حتی برخلاف باور برخی از تحلیلگران بریتانیایی مانند رولینسون، به این معنا نبود که بریتانیا نیز سیاست ضد روسی اتخاذ کرده باشد. تحولات بعدی به سرعت این موضوع را روشن ساختند.


