زمینههای فوری بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران (Anglo- Iranian): روابط بریتانیا و ایران
پس از پایان جنگ جهانی دوم، انتقادات گستردهای نسبت به سهم ایران در شرکت نفت انگلیس ایران مطرح شد و در این راستا، خواستهها برای ملیسازی این شرکت در ایران به شدت افزایش یافت. تولید نفت در ایران پس از جنگ در حال رشد بود، به گونهای که از ۱۹.۲ میلیون تن در سال ۱۹۴۵ به ۲۰.۲ میلیون تن در سال ۱۹۴۶ رسید و به تدریج به سوی ۲۴.۹ میلیون تن در سال ۱۹۴۷ یش میرفت. با این حال،شرکت نفت انگلیس و ایران در خصوص میزان قابل قبول افزایش پرداخت آب ایران دچار تردید بود نسبت به شدت تغییرات در این زمینه احتیاط به خرج میداد. 13
ونزوئلا توافقنامهای برای اعطای امتیاز نفتی به امضا رسانده بود که سهم آن ۵۰ : ۵۰ از سود برای خود تضمین کرده بود، و ایرانیان هیچ توجیه نمیدیدند که چرا آنها نباید از همان شرایط بهرهمند شوند. افزون بر این، قیمت طلا به عنوان معیاری برای محاسبه حقوق استخراج (رویالتی) شرکت نفت انگلیس و ایران استفاده میشد. ارزش بازار طلا در بازارهای تهران به مراتب بالاتر از نیویورک یا لندن بود. ایرانیان احساس میکردند که در رابطه با درآمدهای حقوق استخراج و نیز دریافتهای مرتبط با سود سهام خود فریب خوردهاند.
اقتصاد ایران تحت فشار زیادی قرار داشت و برنامهای ۷ ساله برای دوره ۱۹۴۹ – ۱۹۵۶ تدوین شده بود که در آن حقوق استخراج تنها راه ممکن برای تامین مالی آن به شمار میرفت. این برنامه یک طرح بلند مدت بود که بر هزینههای سنگین در زمینه زیرساختها و بهبودهای اجتماعی، از جمله در بخش آموزش، متمرکز بود. بنابراین، بعید بود که این برنامه دستاوردهای اقتصادی کوتاه مدتی به همراه داشته باشد، در حالی که مردم ایران و احتمالاً پارلمان ( مجلس ) انتظار همین نوع دستاوردها را از آن داشتند. ضربه نهایی زمانی وارد شد که شرکت نفت عربستان- آمریکا (آرامکو) در دسامبر ۱۹۵۰ به توافقی برای تقسیم سود ۵۰:۵۰ با دولت سعودی دست یافت. در ۲۰ مارس ۱۹۵۱، مجلس شورای ملی توسعه کمیته نفت را برای ملیسازی شرکت نفت انگلیس و ایران تایید کرد و در ۲۸ آوریل همان سال، لایحهای برای اجرای این ملیسازی به تصویب رساند. ۱۴


