زمینه‌های فوری بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران (Anglo- Iranian): روابط بریتانیا و ایران

زمینه‌های فوری بحران ملی شدن شرکت نفت انگلیس- ایران (Anglo- Iranian): روابط بریتانیا و ایران

معاهده ۱۸۱۴ بریتانیا با ایران بلافاصله پس از معاهده صلح ۱۸۱۳ میان ایران و روسیه امضا شد، که در پی خصومت‌های طولانی میان دو کشور و شکست ایران در این جنگ به وقوع پیوست. معاهده صلح ۱۸۱۳ میان ایران و روسیه که به معاهده گلستان معروف است، منجر به از دست دادن بخش عمده‌ای از سواحل دریای خزر توسط ایران به نفع روسیه شد. پس از از دست دادن گرجستان در سال ۱۸۰۰ بخش‌های وسیعی از دریای خزر در معاهده گلستان ۱۸۱۳، خصومت ایران با روسیه به شدت افزایش یافت. با این حال، رغم دستاوردهای قابل توجه روسیه در این معاهده، روسیه همچنان از دستیابی به تمام خواسته‌های خود ناکام مانده بود. به همین دلیل، معاهده ۱۸۱۳ دوام چندانی نداشت و شرایط مجدد به تنش کشیده شد. در سال ۱۸۲۶، جنگ جدیدی میان دو کشور آغاز شد که در آن ایران مجدداً تحمل شکست‌های سنگینی شد و روسیه نه تنها اراضی بیشتری تصرف کرد، بلکه تحمیل خسارات مالی سنگینی را نیز به ایران وارد کرد. علاوه بر این، امتیازات تجاری که ایران مجبور به اعطای آن‌ها شد، به ویژه امتیازاتی که حقوق ماورای مرزی برای اتباع روسیه ایجاد می‌کرد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بودند. ۹

دیپلماسی ایران با بریتانیا به منظور یافتن متحدی در مواجهه با روسیه و معاهده فاجعه بار ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ که به ایران تحمیل گردید، در نهایت ایران را به طور آشکار متوجه خطر موقعیت خود به عنوان کشوری میان بریتانیا و روسیه ساخت. معاهده ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ با روسیه به امضا رسید، آغازگر دوران جدیدی بود. از آن پس، ایران دیگر به عنوان یک قدرت کاملا مستقل کبریتانیا به آن تکیه داشت، باقی نماند.

برای رژیم تسلیم شده، این دوره آغاز شد که بریتانیا قادر بود به طور مستقیم فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران وارد کند تا منافع خود را در برابر روسیه تضمین نماید. پیش از امضای معاهده ۱۸۲۸ میان ایران و روسیه، بریتانیا بر این باور بود که امپراتوری ایران در مسیر افول قرار دارد و از این رو دیپلماسی خود را به منظور ایجاد نفوذ در امور داخلی ایران آغاز کرده بود. در سال ۱۸۲۶، تهران به طور رسمی درخواست خود را از دولت بریتانیا برای کمک مطرح کرد، اما بریتانیا با این استدلال که ایران جنگی تهاجمی به راه انداخته است، این درخواست را رد کرد. پس از امضای معاهده ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ میان ایران و روسیه، بریتانیا از مشکلات مالی ایران بهره‌برداری کرده و در جهت اصلاح بندهای سیاسی معاهده نهایی ۱۸۱۴ که با ایران منعقد کرده بود، مذاکره نمود. پس از آن، زمانی که تهران به منظور جبران خسارتی که در منطقه دریای خزر متحمل شده بود، قصد داشت هرات را از حاکم افغان آن باز پس گیرد، دولت بریتانیا به طور قاطع وارد عمل شد. علت این مداخله این بود که اگر ایران موفق به بازپس‌گیری هرات می‌شد، نفوذ روسیه به طور بالقوه به سمت جنوب هندوکش گسترش می‌یافت تهدیدی پایدار برای شبه قاره هند ایجاد می‌کرد. بریتانیا به تهران یادآوری کرد که برای دفاع از منافع خود، از ابزارهای مختلف فشاری که در اختیار داشت، استفاده خواهد کرد. 10

با وجود اهمیتی که ایران در قرن نوزدهم برای بریتانیا داشت، به طرز عجیبی در قرن بیستم این اهمیت حتی بیشتر شد. ایران به یک دارایی استراتژیک برای امپراتوری بریتانیا تبدیل گردید.

در پایان قرن نوزدهم، استفاده عمده از نفت هنوز محدود به روغن چراغ بود. با این حال، در دهه اول قرن بیستم، دامنه کاربردهای واقعی و بالقوه محصولات نفتی به طور انقلابی گسترش یافت. یکی از مهمترین تحولات، امکان استفاده از نفت کوره به جای زغال سنگ بای سوخت کوره‌های کشتی‌ها بود.

هزینه نگهداری نیروی دریایی عظیم سلطنتی در سال‌های طولانی نسبتا پایین بود. با این حال، از آغاز قرن بیستم، هزینه‌های مربوط به ساخت کشتی‌ها و به ویژه سوخت رسانی به آن‌ها به طور چشمگیری افزایش یافت. تامین امنیت دریا برای بریتانیا امری حیاتی بود تا اقتصاد این کشور بتواند به بقای خود ادامه دهد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!