سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دو حزب اصلی حاکم (2000-2015)

سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دو حزب اصلی حاکم (2000-2015)

از مسئله هسته‌ای تا انتخابات ۲۰۰۹ ایران، اکنون سیاستی مشترک و مداخله‌گرانه در امور داخلی ایران برای هر دو کشور، بریتانیا و ایالات متحده، به وجود آمده است.

حتی از سال ۲۰۰۵، در حالی که روابط دو کشور بر مبنای تعامل پیش می‌رفت، بریتانیا از پیش خواستار آن بود که ایران برنامه هسته‌ای خود را پایان دهد، ۱۹ در انتظار دستیابی به توافقی میان جامعه بین‌المللی و ایران درباره این موضوع. بریتانیا در سال ۲۰۰۶ به ارجاع این اختلاف به شورای امنیت سازمان ملل رأی مثبت داد. «به دلیل عدم پایبندی ایران به الزامات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بریتانیا از ایران می‌خواهد فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف کند»، صدایی بود که از بریتانیا شنیده می‌شد و اکنون با سیاست آمریکا در قبال ایران همخوانی داشت.

دولت کارگر بریتانیا، نخست تحت نخست‌وزیری تونی بلر و سپس گوردون براون، به‌طور آشکار و یک‌جانبه به سوی موضع ایالات متحده لغزید و تا سال ۲۰۰۸ از تحریم برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کرد. بنا بر گفته بیل رمل، وزیر مشاور در وزارت امور خارجه و کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا در فوریه ۲۰۰۹، «ایران می‌تواند در چند سال آینده یک سلاح هسته‌ای تولید کند؛ بریتانیا آماده است تحریم‌های یک‌جانبه علیه برنامه هسته‌ای ایران اعمال کند.» ۲۰ این اتهام و مداخله در امور ایران از سوی دولتی مطرح می‌شد که ادعا می‌کرد سیاست خارجی خود را بر اصل عدالت اجتماعی بنا نهاده است، چنان‌که در این فصل دیده شد. دولتی که خود به همراه فرانسه و آلمان به نمایندگی از اتحادیه اروپا پیشگام میانجی‌گری برای یافتن راه‌حلی برای مسئله هسته‌ای میان ایران و غرب شده بود. این چیزی جز آن واقعیت نیست که بریتانیا منافع کلی و «سیاست سطح بالای» خود را در چارچوب «رابطه ویژه آنگلو-آمریکایی» می‌بیند، چنان‌که در طول این مقاله ترسیم شد. آخرین سخنی که از لندن، از سوی نخست‌وزیر در حال کناره‌گیری حزب کارگر، گوردون براون، در تابستان ۲۰۱۰ شنیده شد این بود: «کشور ما به همراه ایالات متحده همچنان در عزم خود برای جلوگیری از برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران پیشگام خواهد بود.» ۲۱

در جبهه‌ای دیگر، روابط از پیش رو به وخامت تهران و لندن در ژوئن ۲۰۰۹، در حالی که مسئله هسته‌ای جریان داشت، تشدید شد؛ زمانی که دولت کارگر وقت بار دیگر در سیاست داخلی جمهوری اسلامی ایران مداخله کرد و نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را مورد انتقاد قرار داد. نخست‌وزیر کارگر، گوردون براون، اظهار داشت: «ما همراه با دیگران، از جمله امروز با اجماع کامل اتحادیه اروپا، سرکوب رسانه‌ای را محکوم می‌کنیم؛ این بر عهده ایران است که نشان دهد انتخابات عادلانه بوده است.» ۲۲

مشارکت دولت کارگر در جنگ افغانستان، در پی رویدادهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، و جنگ ۲۰۰۳ عراق، همگی محدود به چارچوب «رابطه ویژه آنگلو-آمریکایی» ۲۳ بود که بیشتر مربوط به رابطه بریتانیا و آمریکا بود تا مرتبط با روابط آنگلو-ایرانی، و از این رو تأثیر اندکی بر روابط ایران و بریتانیا داشت.

با تمرکز تا اینجا در مقاله بر سیاست خارجی دولت کارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دوره حضور در قدرت طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، مقاله اکنون به نگرش‌ها و ایده‌های سیاست خارجی دولت محافظه‌کار نسبت به جمهوری اسلامی ایران، از زمان به قدرت رسیدنش در تابستان ۲۰۱۰، خواهد پرداخت.

تحلیل سیاست خارجی حزب محافظه‌کار بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران: ۲۰۰۰–۲۰۱۵

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!