سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دو حزب اصلی حاکم (2000-2015)

سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دو حزب اصلی حاکم (2000-2015)

علاوه بر دو هدف ذکر شده، حزب کارگر نه تنها می‌خواست «تدوین مفصل اصل قیمومیت و یک سیستم کنترل بین‌المللی مشخص» صورت گیرد، بلکه حتی بیشتر نگران واگذاری تمام مستعمرات به جامعه ملل بود. ۸ در سال‌های بعد، حزب کارگر خواستار گسترش اصل قیمومیت به تمام مستعمرات اروپایی شد. با این حال، SFIO (حزب سوسیالیست فرانسه)، برخلاف حزب کارگر بریتانیا، به همسان‌سازی علاقه داشت و نه خودگردانی، که هدف سیاست قیمومیت بود و بنابراین علاقه‌ای به ابتکارات حزب کارگر بریتانیا نشان نداد.

حمایت حزب کارگر از قیمومیت و بعداً سیاست «اعطای تدریجی خودگردانی» به ایجاد پایه‌ای از اعتماد بین کشور مادر و رهبران ملی‌گرایان کمک کرد. چنین نگرشی، تا حدی، به ایجاد همایش مدرن کشورهای مشترک‌المنافع – نهاد چندنژادی – کمک کرد.

این بررسی به طور قاطع نشان می‌دهد که حزب کارگر آشکارا ایدئولوژیک است. بر نیاز به برابری میان طبقات و میان نژادها تأکید می‌کند. بر برابری فرصت‌ها و حتی برابری یا تقریباً برابری پاداش‌ها اصرار دارد. تأمین اجتماعی در اولویت بسیار بالایی نزد حزب کارگر قرار دارد. حزب کارگر از گسترش مالکیت عمومی و/یا کنترل حمایت می‌کند. در امور خارجی، حزب کارگر «به مراتب کمتر در مورد کاهش هزینه‌های دفاعی و بستن پایگاه‌های خارجی تردید دارد نسبت به هر دولت محافظه‌کاری». ۹ این حزب «محلی‌گرا و به شدت ضد استعماری است». ۱۰

پس از بررسی ریشه‌های نگرش‌ها و ایده‌های سیاست خارجی حزب کارگر بریتانیا، مقاله اکنون به نگرش‌ها و ایده‌های سیاست خارجی حزب کارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دهه اول قرن بیست و یکم می‌پردازد.

توسعه حزب کارگر و رویکرد سوسیالیستی آن در سیاست خارجی باید در زمینه منافع اقتصادی بریتانیا بررسی شود، «که گوشت واقعی را بر استخوان‌های قدیمی سیاست خارجی بریتانیا می‌گذارد». ۱۱ رویکرد سوسیالیستی حزب کارگر در سیاست خارجی اساساً بر ملاحظات اقتصادی هوشمندانه مبتنی بوده و هدف آن حفظ نقش تجاری و مالی بریتانیا و در نتیجه، حفظ موقعیت اقتصادی این کشور بوده است.

همان‌طور که پروفسور پارثا گوپتا گفته است، «نباید دیدگاهی ساده‌انگارانه یا احساسی نسبت به توسعه حزب کارگر و سیاست خارجی سوسیالیستی آن اتخاذ کرد». ۱۲ به گفته او، «ملاحظات منافع ملی، به‌ویژه در رابطه با نیازهای اقتصاد بریتانیا، به تعیین سیاست حزب کارگر در امور خارجی کمک می‌کند». ۱۳

برای قرار دادن سیاست خارجی حزب کارگر بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دهه اول قرن بیست و یکم در زمینه مناسب، باید نگاهی کوتاه به اهمیت مسئله اقتصاد برای حزب کارگر در تدوین سیاست خارجی آن انداخت، و آن درک شکل‌گیری کشورهای مشترک‌المنافع بریتانیا به عنوان ابزاری برای دیپلماسی بین‌المللی است، در چارچوب و تحت پوشش کمک‌های انسانی و مساعدت، اما در واقع به معنای حفاظت از اقتصاد و منافع بریتانیا در دوران پس از جنگ سرد قرن بیست و یکم. این امر موجب درک روشن‌تری از دیپلماسی حزب کارگر بریتانیا نسبت به کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران در یک چارچوب جهانی می‌شود، نه یک مسئله منطقه‌ای یا موقت.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!