سیاست خارجی بریتانیا در قبال جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دو حزب اصلی حاکم (2000-2015)
مقاله با بررسی نگرشها و رویکردهای سیاست خارجی حزب کارگر آغاز میشود و سپس به فرآیند واقعی سیاستهای حزب کارگر در زمان دولتهای تونی بلر و گوردون براون میپردازد. پس از تحلیل سیاستهای حزب کارگر نسبت به ایران، مقاله به بررسی رویکردهای حزب محافظهکار بریتانیا در سیاست خارجی و نیز مواضع آنها نسبت به جمهوری اسلامی ایران پس از به قدرت رسیدن میپردازد.
هدف این بررسی نشان دادن فرآیند پیچیده و جذاب سیاست خارجی در آغاز قرن بیست و یکم است، زمانی که جهان به شبکهای از روابط متقابل و وابسته به یکدیگر تبدیل شده است.
واژگان کلیدی: حزب کارگر، حزب محافظهکار، سیاست خارجی، ایران، آمریکا، منافع اقتصادی، بریتانیا، معاصر.
مقدمه
روابط جمهوری اسلامی ایران با بریتانیا شایسته توجه علمی است و باید از طریق فرآیند سیاستگذاری خارجی بریتانیا در بستر ایران بررسی شود.
آمریکاییها به ویژه همواره از روشهای سیاست خارجی بریتانیا تحسین کردهاند، حتی اگر محتوا و نتایج آن همیشه قابل ستایش نبوده باشد؛ آنان بر این باور بودند که خرد دیپلماتیک و زیرکی بر هیجانات سیاسی و منافع محلی غلبه دارد.
با این حال، حفظ این شهرت در دوران نزول بریتانیا در جایگاه قدرتهای بزرگ در قرن بیستم و بیست و یکم کمتر ممکن بوده است. هیچ کشور دیگری به اندازه بریتانیا در ۱۵ تا ۲۰ سال پس از ۱۹۴۵ تا این حد از موقعیت و قدرت خود چشمپوشی نکرده است.


