ملّیسازی شرکت نفت انگلیس–ایران و پایانِ سیادت (برتری) بریتانیا در خاورمیانه: یک ناکامی بریتانیایی و تولد بریتیش پترولیوم (BP Ltd.)
بر اساس موضع رسمی دولت بریتاینا، ایران از نظر جغرافیایی جایگاهی کلیدی در منطقه خاورمیانه دارد. سقوط این کشور تحت سلطه کمونیسم، ضربهای راهبردی و جدی به جهان آزاد وارد میکرد، بهویژه به دلیل تهدید فزایندهای که این وضعیت برای سایر حوزههای نفتی خاورمیانه به همراه داشت. از این رو، دولت علیاحضرت تمایل دارد شاهد کشوری با ثبات سیاسسی باشد که از خطر سلطه کمونیسم مصون بماند.4
روزنامه آبزرور با استقبال از وقایع 28 مرداد 1332 نوشت: «دیگر نیازی به نکرانی درباره مسئله ایران نیست.5 پیشتر، در مه 5 مه 1923، سلوین لوید در نامهای به وینستون چرچیل نوشته بود: «وزارتخانه بر این باور است که دادن فرصت مجدد به مصدق اقدامی ناپسند خواهد بود، بهویژه اکنون گه هم آمریکاییها و هم ما به این نتیجه رسیدهایم که مصدق امیدی ندارد».6
دولت جدید تحت رهبری ژنرال زاهدی، انددکی پس از روی کار آمدن، به مشکلات عمیق اقتصادی ایران اذعان کرئ مصمم بود که به توافقی در مسئله نفت دست یابد. در اوایل اکتبر 1953، از طریق واشنگتن، تماسهایی میان دولت بریتانیا و دولت جدید ایران برقرار شد. روند مذاکرات بهسرعت پیش رفت تا جایی که در 20 اکتبر، وزیر خارجه بریتانیا، آنتونی ادن، در مجلس اعلام کرد: «دولت بریتانیا صمیمانه مایل است بار دیکر دست دوستی دراز کند. دولت ایران آگاه است که ما آمادهایم روابط دیپلماتیک را از سر بگیریم. در صورت تحقق این امر، گفتوگو درباره مسئله پیچیده نفت ایران برای هر دو طرف آسناتر خواهد شد».7
در پاسخ به اعلامیه وزیر امور خارجه بریتانیا، سفیر ایران در واشنگتن در تاریخ 31 اکتبر اظهار داشت: «دولت ایران مایل است فرض کن که هیچ اختلاف عمدهای میان دولتهای ایران و بریتانیا وجود ندارد که قابل حل نباشد. اختلاف صرفاً با شرکت نفت ایران و انگلیس است».8
از آن پس، تماسها میان لندن و تهران ادامه یافت که در نهایت منجر به اعلام رسمی از سرگیری روابط دیپلماتیک در تهران در تاریخ 5 دسامبر 1952 شد. در 21 دسامبر، کاردار جدید بریتانیا وارد تهران شد و سفارت بریتاینیا مجدداً افتتاح گردید. در پی این تحولات، ارزش سهام شرکت نفت ایران و انگلیس با افزایش 10 شیلینگی به 142 شیلینگ رسید، درحالی که در سال 1951 به کمتر از 90 شیلینگ سقوط کرده بود. تا آغاز سال 1954، ارزش سهام این شرکت به 190 شیلینگ بازگشت. همزمان، در راستای حلوفصل مناقشه نفتی میان ایران و بریتانیاف هربرت هوور، مشاور ویژه نفتی وزیر امور خارجه ایالات متحده، جان فاستر دالس، چندین بار به ایران سفر کرد تا در زمینه مذاکرات را فرراهم سازد. در 1 فوریه 1954، شرکت نفت ایران و انگلیس اعلام کرد که با هفت شرکت بزررگ نفتی دیگر در خاورمیانه فعالیت داشتند، درحال مذاکره است تا راهکاری برای رفع موانعی که از بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی جلوگیری میکرد، بیابد.
در ادامه همان ماه، هیئتی متشکل از بیست کاشناس فنی، به سرپرستی یکی از مدیران پیشین میادین شرکت نفت ایران و انگلیس، نماینده هشت شرکت ذینفع، به ایران پرواز کرد تا پالایشگاه آبادان را مورد بررسی قرار دهد. این سفر با مأموریتی حقیقتیاب توصیف شد که هدف آن برآورد هزینههای لازم برای بازگرداندن پالایشگاه به وضعیت عملیاتی کامل بود.9
در اوایل مارس 1954، پس از ارائه گزارشس مثبت از سوی هیئت اعزامی که در فوریه به ایران سفر کرده بود، سران کنسرسیوم نفتی در لدن گرد هم آمدند، ساختار مالی کنسرسیوم تثبیت شدف طرحی تدئین گردید و نمایدگانی در تایرخ 10 آوریل عازم تهران شدند تا مذاکرات را آغاز کنند. اعضای ای هیئت شامل جی. اچ. لودون از شرکت شل. اچ. ای.اسنو از شرکت نفت ایران و انگلیس، و اورویل هاردن از شرکت استاندارد نیوجرسی بودند که به ترتیب نمایدگان هلند، بریتانیا وآمریکا محسوب میشدند.


