ملّی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران و پایانِ سیادت (برتری) بریتانیا در خاورمیانه: یک ناکامی بریتانیایی و تولد بریتیش پترولیوم (BP Ltd.)

ملّی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران و پایانِ سیادت (برتری) بریتانیا در خاورمیانه: یک ناکامی بریتانیایی و تولد بریتیش پترولیوم (BP Ltd.)

در تاریخ 6 آگوست 1954، روزنامه گاردین نوشت که توافق جدید «باید منافع ایران و تولیدکنندگان نفت را تأمین کند».16 در خصوص مسأله پرداخت غرامت ایران به شرکت نفت انگلیس و ایران، «یک پرداخت خالص بدون بهره به مبلغ 25 میلیون پوند به ده قسط سالانه مساوی که از 1 ژانویه 1957 توسط وزیر دارایی ایران و رئیس مذاکره‌کنندگان ایران، دکتر علی امینی، امضاء شد و در تاریخ 21 دسامبر به مجلس تقدیم گردید.17 در 25 اکتبر، با 113 رأی موافق، 5 رأی مخالف و 10 نفر غایب، مجلس توافق‌نامه نفتی را تصویب کرد. لایحه در 28 اکتبر در سنا به تصویب رسید. پس از امضای شاه در 29 اکتبر 1954، لایحه به قانون تبدیل شد.18

در جولای 1954، در حین مذاکرات، دولت بریتانیا پیشنهاد اعطای 5 میلیون پوند به ایران را برای «تسهیل به نتیجه رسیدن یکه توافق نفتی رضایت‌بخش و ترویج ثبات سیاسی در ایران» تأسیس کرده بود.19 پس از امضای توافق‌نامه در اکتبر 1954، آنتونی ایدن پیشنهاد کرد که یک وام 10 میلیون پوندی به ایران داده شود و گفت: «حالا که توافق نفتی به نتیجه رسیده است، درآمدهای زیادی به‌صورت پوند استرلینگ در چند سال آینده به ایران خواهد رسید و در منافع تجاری ماست که در بازار ایران جایگاهی پیدا کنیم».20 ایدن همچنین افزود: «وام مشروط از این نوع به بازیابی سهم سابق ما در بازار ایران کمک خواهد کرد». 21

این نظر وزارت امور خارجه در سال 1952 بود:

«نباید منافع بلند‌مدت خود در ایران را به خطر بیندازیم در ازای حفظ موقت اقتصاد خود که، اگر برآورد ما از احنمالات هزینه کرد ایران با پوند درست باشد، ممکن است کاملاً بی‌دلیل باشد». 22 همچنین، نظر هیئت تجارت در سال 1952 این بود که ایران به محض حل‌وفصل اختلافات نفتی، 23 درباره به بازاری مهم تبدیل خواهد شد.

هنگام خوشامدگویی به توافق درمجلس عوام، ایدن گفت: «اگرچه مالکیت (پالایشگاه‌ها و تأسیسات آبادان) منتقل می‌شود، استفاده واقعی از پالایشگاه‌ها تخت تنظیمات جدید همانند قبل خواهد بود». در دسامبر 1954، شرکت نفت انگلیس و ایران نام خود را به شرکت نفت بریتانیا محدود و تغییر داد.24

هدف این فصل چگونگی برخورد دولت محافظه‌کار با ملی‌سازی شرکت نفت امگلیس و ایران توسط دولت ایران و خاتمه دادن به بحران بود. شرکت نفت امگلیس و ایران مهم‌ترین بنگاه بریتانیایی در خارج از کشور بود و بزرگ‌ترین منافع بریتانیا در خلیج فارس یه حساب می‌آمد.

در ابتدا، همان‌طور، که نشان داده شده است، مصالحه و دپلماسی گزینه‌های ترجیحی دولت ایالات متحده دولت ایالات متحده برای حل بحران شرکت نفت انگلیس و ایران بودند. همان‌طور که مشاهده شد، هر دو دولت ترومن و آیزنهاووز نگران تهدید کمونیستی در ایران بودند، جایی که جهان غرب منافع اقتصادی و سیاسی زیادی داشت. دولت ترومن قاطعانه بر این باور بود که فروپاشی اقتصادی در ایران یا هر حمله نظامی بریتانیا می‌تواند مداخله شوروی را به دنبال داشته باشد. موضه بی‌تساهل مصدق، وضعیت سیاسی ناپایدار در ایران که در این مقاله نشان داده شد، حمایت‌هایی که نخست‌وزیر ایران، تا تابستان 1953، از حزب کمونیست ایران (حزب توده) دریافت می‌کرد و ترس از چالش شوروی، باعث شد که ایالات متحده سیاست خود را از دیپلماسی به رویارویی تغییر دهد. ایالات متحده به این نتیجه رسید که مصدق در یک بخش استراتژیک از جهان، بسیار بی‌ثبات کننده است. دسترسی غرب به ذخایر غنی نفت ایران و تهدید کمونیستی در ایران، اصلی‌ترین نگرانی ایالات متحده بود.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!