انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945
هیچ کدام اینها اهمیت نداشتند، در آن زمان جواب بحرانی بود، در اواسط ۱۹۴۸ و چیزهای دیگر مهم به شمار میرفتند، و آن این بود که اروپا نزدیک به جنگ به نظر میرسید. مسدود ساختن راه به برلین باعث اضطراری شدن صحبتها در ارتباط با یک پیمان امنیتی آتلانتیک گردید، که حالا داشت مورد حمایت کنگره قرار می گرفت همچنین مورد حمایت دولت آمریکا هم قرار می گرفت. بعضیها طرفدار یه قول یک طرفه از طرف آمریکا بودند، مانند دکترین مونرو یا دکترین ترومن، که هر حمله به اروپای غربی به دید حمله به ایالات متحده آمریکا نگریسته میگردد. اما طبق نظر بوین این باعث میشود که خیلیها در “بریتانیا مطمئن نباشند، و مشکوک باشند این نظر دو طرفه خواهد بود یا خیر، به عبارت دیگر آیا ایالات متحده آمریکا به حرف خود عمل خواهد کرد یا نه.”53 پنتاگون مصمم بود که دسترسی به پایگاه های اروپا داشته باشد، و در عوض آمریکا حمایت خود را ارائه خواهد داد. در نتیجه صحبتها، و مذاکرات روی یک پیمان دفاعی چند جانبه کار کرد، که در آن ذکر شده باشد که هر حمله به یکی از دوازده امضا کننده، حمله به تمام دوازده امضا کننده تلقی می گردد.
تا اواخر ۱۹۴۸ یک پیشنویس آماده گردید، اما کمی لحن آن توسط بعضی از سناتورهای شاخص سبکتر گردید، “چون نگران از آن بودند که ایالات متحده آمریکا با عجله وارد متعهد کردن خود به طور اتوماتیک وار میشد، که از اروپا در هر بحرانی که پیش میآید دفاع کند.”54 وقتی پیمان در آوریل 1949 امضا گردید، آمریکا موافقت کرد که فقط به متحدانش طوری کمک کند، “توسط اقدامهایی که او تشخیص میدهد صحیح باشند مانند، استفاده از نیروی نظامی برای بازگرداندن امنیت منطقه آتلانتیک شمالی.”55 ۳۰ سال پس از ۱۹۱۹، سنای ایالات متحده آمریکا هنوز نگران زیاد از حد آمیخته شدن بود با بریتانیا یا خارجیها، اما پیمان آتلانتیک شمالی اولین اتحاد زمان صلح بود که ایالات متحده آمریکا خارج از قاره آمریکا ایجاد کرده بود. اگر دونالد دوربی و سربازان دیگر با وی که در سال 1946 برمی گشتند به آمریکا، اطلاع داشتند که ظرف سه سال بعد آمریکا خودش را به طور دائمی متعهد به امنیت اروپای غربی میکرد، آنها بسیار ناامید و بی اعتقاد به همه زحمت ها و کوششهایی که انجام شده بود می شدند.
در بهار ۱۹۴۹ تنشی بین المللی آرام شد. استالین مسدود ساختن برلین را رها کرد، که خود نوعی اعلام شکست محسوب میشد و کشور جدید آلمان غربی به وجود آمد. در ماه جولای سنا پیمان آتلانتیک شمالی را با اکثریت قابل توجهی تایید نمود. ترومن و مشاورانش احساس رضایت کامل نمودند، بخصوص وقتی به چهار سال قبل چشم اندازی کردند. اروپای جدیدی از خرابه های اروپای قدیم ایجاد گردید: حتی اگر نیمی از آن قاره فقیر هنوز بودند و رفته اند زیر کنترل اتحاد شوروی، نیمی دیگر رفت به بهبودی اقتصادی و متحد ایالات متحده آمریکا. نگاهی به انزوا گزینی ایالات متحده آمریکا در گذشته، ترومن متقاعد بود که پیمان آتلانتیک شمالی “قدم بزرگی در تاریخ بود، و اگر قبلا وجود داشت در سال 1914 و در 1939، جلوی حرکات متجاوزانه را می گرفت که به دو جنگ جهانی ختم نمی شد.”56
برای بریتانیایی ها، همچنین بنظر می رسید که دلیل برای رضایت عمیق باشد. در 1945 امید داشتند که هنوز قدرت بزرگ باقی بمانند، توسط ایجاد یک روابط خاص با ایالات متحده آمریکا، زیرا خود را بعنوان هدایت کننده آمریکای قدرتمند که هنوز جوان و بیتجربه است میدید، همراه با مهارت و تجربه برتر در دیپلماسی. طبق گفته یکی از حضار در مذاکرات وام ۱۹۴۵ در واشنگتن، لرد هلینکس در گوش لرد کینز گفت: “مشخص هست، اینها (منظور آمریکاییها) گونیهای پول را دارند، اما ما (منظور بریتانیاییها) تمام مغزها را داریم (منظور تجارب و مهارتها).”57


