۱۹۵۴: دولت محافظهکار بریتانیا و پایان بحرانِ ملیسازی شرکت نفت انگلیس–ایران.
آنتونی ایدن که در جریان سفر تفریحی میان جزایر یونان دوران نقاهت پس از عمل چراحی خود را سپری میکرد. با دریافت خبر نتیجه نهایی: «ان شب خواب آسودهتری داشتم» تایمز لندن سقوط مصدق را ناشی از «نارضایتی عمومی از ناتوانی او در ارائه حتی نمایشی از تحقق وعدههایش در زمینه اصلاحات اجتماعی، اداری و اقتصادی» دانست.40 نشریه اسپکتیتور نیز در واکنش یتند نوشت: «مصدق با چیزی فراتر ارز شخصیتی پرجاذبه و عزمی راسخ متعصبانه به قدرت نرسید».41
لرد پرزیدنت، لرد سالزبری، در بناینهای مختصر به کابینه اعلام کرد که شواهدی وجود دارد مبنب بر اینکه اگر کودتای نظامی موفق نمیشد، تلاش برای یک انقلاب کمونیستی محتمل بود.42
بر اساس موضع رسمی دولت بریتاینا، ایران از نظر جغرافیایی جایگاهی کلیدی در منطقه خاورمیانه دارد. سقوط این کشور تحت سلطه کمونیسم، ضربهای راهبردی و جدی به جهان آزاد وارد میکرد، بهویژه به دلیل تهدید فزایندهای که این وضعیت برای سایر حوزههای نفتی خاورمیانه به همراه داشت. از این رو، دولت علیاحضرت تمایل دارد شاهد کشوری با ثبات سیاسسی باشد که از خطر سلطه کمونیسم مصون بماند.43
روزنامه آبزرور با استقبال از وقایع 28 مرداد 1332 نوشت: «دیگر نیازی به نکرانی درباره مسئله ایران نیست.44 پیشتر، در مه 5 مه 1923، سلوین لوید در نامهای به وینستون چرچیل نوشته بود: «وزارتخانه بر این باور است که دادن فرصت مجدد به مصدق اقدامی ناپسند خواهد بود، بهویژه اکنون گه هم آمریکاییها و هم ما به این نتیجه رسیدهایم که مصدق امیدی ندارد».45
دولت جدید تحت رهبری ژنرال زاهدی، انددکی پس از روی کار آمدن، به مشکلات عمیق اقتصادی ایران اذعان کرئ مصمم بود که به توافقی در مسئله نفت دست یابد. در اوایل اکتبر 1953، از طریق واشنگتن، تماسهایی میان دولت بریتانیا و دولت جدید ایران برقرار شد. روند مذاکرات بهسرعت پیش رفت تا جایی که در 20 اکتبر، وزیر خارجه بریتانیا، آنتونی ادن، در مجلس اعلام کرد: «دولت بریتانیا صمیمانه مایل است بار دیکر دست دوستی دراز کند. دولت ایران آگاه است که ما آمادهایم روابط دیپلماتیک را از سر بگیریم. در صورت تحقق این امر، گفتوگو درباره مسئله پیچیده نفت ایران برای هر دو طرف آسناتر خواهد شد».46
در پاسخ به اعلامیه وزیر امور خارجه بریتانیا، سفیر ایران در واشنگتن در تاریخ 31 اکتبر اظهار داشت: «دولت ایران مایل است فرض کن که هیچ اختلاف عمدهای میان دولتهای ایران و بریتانیا وجود ندارد که قابل حل نباشد. اختلاف صرفاً با شرکت نفت ایران و انگلیس است».47


