ایران و ریشههای مناقشهی شرکت نفت انگلیس–ایران: به چالش کشیدن اقتدار جهانی بریتانیا؛ نقطهعطف (۱۹۴۵–۱۹۵۱).
دو نخست وزیر ایران در توصیه قرارداد الحاقی به مجلس تردی داشتند.
زمانی که منصور اوایل سال 1950 به سمت نخست وزیری منصوب شد، شاه از وی خواست که توافقنامه تکمیلی را از تصویب مجلس بگذراند، اما او در نحوه اجرای این دستور دچار تردید بود و در نهایت تنها با ارائه توافقنامه به مجلس جدید که به تازگی انتخاب شده بود، مسئله را به تعویق انداخت. وی این توافقنامه را به کمیسیون ویژهای در مجلس ارجاع داد که قرار بود نمایندگان تمامی جناحها را شامل شود، اما در عمل تنها پنج نفر از جبهه ملی در میان 18 عضو آن کمیسیون حضور داشتند. منصور پس از مدتی از سکت خود برکنار شد و جای خود را به ژنرال رزمآرا داد.12
ژنرال رزمآرا از اتخاذ موضع حمایتی در قبال موافقت نامه تکمیلی خودداری ورزید و در اظهارات عمومی اش نیز به طور کاملاً بیطرفانه و بدون تأکید بر آن سخن میگفت.19 به تبع این امر، لایحهای که حاوی مفاد موافقتنامه بود، در کمیسیون نفت مجلس باقی ماند که در نوامبر 1950 گزارشی به مجلس ارائه داد مبنی بر این که مفاد موافقتنامه به اندازه کافی منافع ملی ایران را تأمین نمی سازد.
کمیته نفت مجلس، که ریاست آن بر عهده دکتر محمد مصدق بود، در دسامبر 1950 این موافقتنامه را رد کرد. نهایتا،ً ضربه مهلک به احتمال تصویب موافقتنامه تکمیلی زمانی وارد شد که شرکت نفتی عربی-آمریکایی (آرامکو) در دسامبر 1950به توافقی معادل 50:50 در خصوص تقسیم سود با دولت عربستان سعودی دست یافت و این امر به طور رسمی اعلام شد.
در همین حال، در تاریخ 10 فوریه، شرکت نفت به منظور تقویت موقعیت رزم آرا، نه تنها به او اطلاع داد که آمادهاند تا توافقی کاملاً جدید بر مبنای تقسیم برابر سودها را مذاکره کنند، بلکه حمایت مالی چشمگیری نیز به او پیشنهاد کرد ) 5 میلیون پوند به صورت یکجا و 2 میلیون پوند در ماه برای ده ماه، تمامی مبلغ پیش از دریافت حق امتیازهای آینده( تا به دولت ایران در مشکالت مالی فوری خود کمک کند. با این حال، رزم آرا ترجیح داد این پیشنهاد را به کمیسیون نفت و مجلس افشا نکند و سعی کرد راه دیگری برای تصویب طرح ملی شدن پیدا کند. او در برابر کمیسیون نفت حاضر شد تا گزارش هایی از کارشناسان فنی، مالی و حقوقی ایرانی که به ملی شدن نفت مخالف بودند، ارائه دهد. این اقدام بی شک منجر به ترور او سه روز بعد شد.13
“بیاطلاعی عمیق از منافع موافقتنامه برای ایران تقریباً در تمامی سطوح سیاسی به طور گستردهای مشاهده می شد،” این دیدگاه نظر سر فرانسیس شپرد، سفیر بریتانیا در تهران، بود. این نگرش، بازتابی از تلقی بریتانیا از گزارشات شرکت نفت انگلیس و ایران در خصوص وقایع بهشمار میرفت. در تاریخ 20 مارس1951، مجلس شورای ملی توصیه کمیته نفت مبنی بر ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران را تصویب کرد؛ در 28 آوریل همان سال، لایحهای برای اجرای این ملی سازی به تصویب رسید و در همان روز، دکتر محمد مصدق به عنوان نخست وزیر منصوب شد.


