انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945
ماهیت شرایط خوب و بازپرداخت لند-لیس در اثر شرایط اعتبار برای وام جدید به بریتانیا دیگر به چشم نمیآمد. در بریتانیا انقدر در مقابل آمریکا عصبانیت به خاطر شرایط وام جدید بود که دیگر مزایای لند-یس اصلاً احساس و مطرح نمیگردید. ۳ میلیارد و ۷۵ میلیارد دلار قرار شد به عنوان قرض به بریتانیا داده شود با سود دو درصد، قابل پرداخت در ۵۰ سال، شروع از پایان سال ۱۹۵۱. برای بریتانیا که عادت به اعتبار آسان داشت از قبال لند-لیس، هر نوع پرداخت سود به نظر بیعدالتانه و سختگیرانه میرسید. به خاطر شرایطی که خود را در آن پیدا کرده بود و فداکاریهایی که در جنگ از نظر خود کرده بود بین 41-1939 درصورتیکه آمریکا هنوز در این زمان بیطرف مانده بود. در هر حال، در ایالات متحده آمریکا شرایط نسبت به بریتانیا کمتر دلسوزانه بود. سربازانی که از جنگ برمیگشتند میبایست بیش از ۲ درصد سود میپرداختند برای وام خانه. چرا بریتانیا باید شرایط بهترین داشته باشد و سود برتری برای بازپرداخت وام خود برخوردار باشد؟ یک تاجر آمریکایی به وزارت امور خانه آمریکا گفت شرایط بهتر وقتی توجیه پذیر است “اگر بریتانیا از انحصار اقتصادی امپراتوری و ترجیح با امپراتوری برای تجارت عقب نشینی کنند، و امپراطوری را برای تجارت آمریکا باز کند، آن موقع میشود گفت که ۲ میلیارد دلار هم آمریکا متحمل بشود برای دسترسی به بازار امپراتوری.”9 این حرف به دل واشنگتن نشست. بهای واقعی برای وام و شرایط بهتر کنار آمدن با بازپرداخت لند-لیس، قرار شد همکاری بریتانیا در توافق نظام جدید اقتصاد جهان باشد که ورود در جولای ۱۹۴۴ به امضا رسید.
در طول جنگ اقتصاددانان در دو طرف اقیانوس اطلس مشغول کار بودند برای آنکه راههایی را پیدا کنند برای اقتصاد بهتر و با ثبات، برای پس از جنگ، در زمان رکود اقتصادی دهه 1930 میلادی اقتصاد بینالملل از هم دیگر گسیخته شده بودند تبدیل شده بودند به بلوکهای اقتصادی جداگانه، و گره خورده بودند به ارزهای مهم مانند پوند، دلار، فرانک فرانسه، و مارک آلمان. تجارت بین این مناطق صورت میگرفتند تا اینکه اقسا نقاط جهان، تجارت فقط محدود شده بود به مناطق دلار، پوند، فرانک، و مارک، و به جاهای دیگر جهان کار نداشت. رهبران بریتانیا و آمریکا، هر دو خواهان یک جهانی بودند که برای فعالیت اقتصادی، جهانی نوین و باز با درهای گشاده باشد. تجارت آزاد صورت گیرد اما برایشان توافق با یکدیگر جهت راههای مناسب مشکلات وجود داشت و در این راستا مشکل داشتند. آنها در رابطه با ابزارآلات کار مشکل داشتند. وزارت امور خارجه آمریکا طرفدار آزاد بودن تبدیل ارز بود که به راحتی به یکدیگر به طور آزاد تبدیل گردند، همچنین از بین رفتن موانع تبعیض آمیز از قبیل تعرفه، به خصوص از بین رفتن حریم اقتصادی امپراتوری بریتانیا. این به نفع تجارت آمریکا خواهد بود، و به عقیده رهبران آمریکا باعث ترویج صلح در جهان میگردد. ویل کلیتون، از تجار و مقامات وزارت امور اخطار داد که: “کشورهایی که در تجارت بین الملل مانند دشمن با یکدیگر رفتار میکنند میتوانند سر میز با هم دوست باشند.”10 اما بریتانیاییها حاضر به تسلیم نبودند، و خواهان حمایت و حفاظت از اقتصاد و ارز ضعیف شده خود بودند، مگر آنکه مطمئن میشدند که آمریکاییها تقبل کاری را که در زمان رکود انجام ندادند را بکنند، و آن پایدار نگه داشتن اقتصاد جهانی، مسئولیتی که در زمان رکود اقتصادی دهه ۱۹۳۰ قبول نکردند. چرچیل قاطعانه تاکید بر آن داشت که، “حریم تجارتی امپراتوری از بین نخواهد رفت، مگر تا زمانی که ما در شرایطی خواهیم بود که یک برنامهای پیاده شود که سد راههای تجاری که آمریکا در آن پیشرو است از بین بروند.”11
مذاکرات کلیدی برای ایجاد یک سیستم جدید پولی بینالمللی صورت میگرفتند. برای بریتانیا و به نمایندگی از آن کشور لرد کینز سر میز مذاکرات بود، و برای آمریکا، هری دکستروایت. هر دو از نخبگان اقتصادی جهان بودند اما با روشهای متفاوت. کینز، متکبر، خوش مشرب و ذهنی غیر قابل پیش بینی. در حالیکه وایت بسیار رک، بیشتر سبک دفاعی، و در بحث قدری کمتر با مهارت. اما وایت، نهایتا کسی بود که برنده به حساب آمد.


