انگلستان و آمریکا ایستادگی در برابر روسیه 9-1945
پس از حل تمام مشکلات در بریتانیا، توافق وام و موافقت نامه این یکی در کنگره گیر کرد. آمریکایی ها نگران و در فکر مشکلات خود در آمریکا بودند، اعتصاب ها، تورم، مالیات های بالا. چرا آمریکایی ها باید به یک امپراطوری در حال رکود کمک کنند؟ آنها از خود می پرسیدند. بریتانیا باید جواهرات سلطنتی خود را به فروش برساند، یا املاک و زمین های خود را به فروش برساند. به این شکایات و اعتراض هایی که دیگر چیز تازه ای نبودند در ارتباط نسبت به امپراطوری و سلطنت- یک موضوع دیگر همه اضافه گردید. آنها می گفتند شاید با پول آمریکا دولت کارگر می خواهد بریتانیا را به یک کشور کمونیستی تبدیل نماید؟ یک نماینده کنگره آمریکا موضوع را خلاصه کرد و گفت، “وام باعث ترویج سوسیالیزم در داخل و امپریالیزم در خارج می گردد.”15 منظور وی خطاب به بریتانیا بود، که مخالفت خود را نسبت به وام دادن آمریکا به بریتانیا ابراز دارد. برای ماه ها در سال 1946 بریتانیا عاجزانه به وام نیازمند بود، ولی موضوع در کمیته های کنگره آمریکا مانده بود و حرکت نمی کرد.
بحث بر سر وام تنها علامتی نبود که روابط بین بریتانیا و آمریکا داشت عوض می شد. پی آمد دیگر ملی گرایی آمریکا مشارکت اتمی بود. در طول جنگ، موضوع و اوضاع کاملا حالت شطرنج بازی بود، بین دو کشور، و شک و تردید نسبت به یکدیگر بسیار فراوان بود، اما در ماه سپتامبر 1944 روزولت و چرچیل قرارداد جدیدی در منزل روزولت در هایدپارک، نیویورک امضا کردند. با بکار بردن کد از طرف بریتانیا با لغت، تییوب الویز، تاکید بر آن خواهد بود که “همکاری کامل بین ایالات متحده آمریکا و دولت بریتانیا در ساختن و ایجاد تییوب الویزی برای اهداف نظامی و تجاری باید پس از شکست ژاپن ادامه پیدا کند مگر تا زمانیکه دو طرف این قرارداد را مسخ نمایند.”16 نسخه آمریکایی این تفاهمنامه در کاغذهای روزولت به اشتباه گم شده بود، زیرا کادر نیروی دریایی وی آنرا همراه با مدارک مربوط به سلاح های زیردریایی دسته بندی کرده بودند، اما چرچیل به ترومن در جولای 1945 فتوکپی آن را ارسال نمود. در ماه نوامبر رییس جمهور جدید تفاهم نامه سری دیگری امضا نمود برای “همکاری کامل و موثر در زمینه انرژی اتمی بین ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و کانادا.”17
این دو قرارداد بنظر می رسیدند که قول ادامهدار همکاری بین انگلستان و آمریکا در تسلیحاتی که به عنوان اساس بعد از جنگ، یا به عنوان تضمین امنیت بعد از جنگ به شمار میرفتند، باشند. اما در سال ۱۹۴۶ ترومن فکر دیگر در سر داشت، یا در فکر اولیه خود داشت تجدید نظر میکرد. علی رغم صحبتهای زیاد در پایان جنگ درباره کنترل بینالمللی در انرژی اتمی در کنگره آمریکا به طور روزافزون احساس میشد که آمریکا چیز به این ارزشمندی را که بسیار خطرناک هم است باید برای انحصار خود نگه دارد. در فوریه ۱۹۴۶ چنین احساس و تعهدی شدیداً تقویت گردید، در اثر خبر تازهای که در اتاوای کانادا یک گروه جاسوس شوروی کشف شدهاند، که وصل میشد به دانشمندان هستهای بریتانیا. در ماه آگوست رئیس جمهور آمریکا قانون مک ماهان را امضا نمود. این قانون هر نوع ارتباط اتمی را با کشورهای خارجی ممنوع نمود. نمایندگان کنگره آمریکا بیاطلاع بودند از توافقهای آمریکا با بریتانیا که در سالهای 45-1944 انجام گرفته بودند و دولت آمریکا تلاشی نکرده بود که آنها را مورد توجه قرار دهد.18 ترومن به این نتیجه رسید که در این شرایط بحرانی آمدن جاسوسها در سال ۱۹۴6، و جو در واشنگتن در رابطه با جاسوسها و شایعات به دنبال آن. دولت کارگری بریتانیا که بسیار عصبانی بود و کابینه دولت کارگری بریتانیا که بسیار عصبانی بود، و کابینه دولت کارگری کلمنت اتلی، که از موضوع سخت ناخوشایند بود، که توسط آمریکا منزوی شده بود در ژانویه ۱۹۴۷ تصمیم گرفت که در اثر و به دلایل مسائل امنیتی و غیره بریتانیا باید کار بمب اتمی خود را خودش شروع به انجام دهد و خود دولت بریتانیا بمب اتم خود را بسازد. 19 بوین، وزیر امور خارجه بریتانیا ابراز داشت که، “ما باید این چیز را همین جا بسازیم به هر قیمتی که شده است و پرچم بریتانیا را روی آن بگذاریم.”20
شاخصهای دیگری هم بودند که نشان دهنده آن باشد که اتحاد زمان جنگ دیگر از بین رفته است. دو دولت بسیار آشکارا بر سر فلسطین اختلاف داشتند، به خاطر حمایت دولت ترومن از مهاجرت روزافزون یهودیها به سرزمین برآشوب تحت حاکمیت بریتانیا. بوین هم موضوع را بیشتر متورم و تنش آفرین کرد، با گفته خود که، “ترومن، میخواهد یهودیها به فلسطین مهاجرت کنند، زیرا یهودی زیاد در نیویورک نمی خواست.”21 ترومن همچنین دستور لغو تمام کمیته های مشترک که دو کشور در طول جنگ باهم کار می کردند را داد، و بریتانیا بسختی توانست که فقط همکاری رییس های ستادهای مشترک دو کشور را حفظ نماید.


