بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

 

بریتانیا و آمریکا

نیاز متقابل و همکاری استراتژیک

1945-1941

روز بعدی که آمریکا وارد جنگ شد، یکی از فرماندهان نظامی بریتانیا به چرچیل گفت طریقه صحبت کردن وی با آمریکایی‌ها تند و رک است، و به وی پیشنهاد کرد که کمی با ملایمت با آنها صحبت کند. وینستون چرچیل با کنایه‌ای پاسخ داد: “این روشی است که ما وقتی می‌خواهیم خانم را بیاوریم به حرم صحبت می کنیم. وقتی خانم در حرمسرا آمد و موفق به آوردن وی به داخل حرمسرا شدیم، آن موقع به روش دیگر صحبت می‌کنم.”1

اولین عکس‌العمل چرچیل به پرل هاربر این بود که خیالش راحت شد که حالا متحد قدرتمندی که طرف بریتانیا باشد دارد. فکر بعدی او این بود که بلافاصله برود واشنگتن. چرچیل نگران آن بود که مبادا آمریکایی‌ها به خاطر عصبانیتشان نسبت به ژاپن مفاد قرارداد آتلانتیک ۱۹۴۱ را که هدف اول شکست ژاپن است را کنار بگذارند، و بروند سراغ ژاپن اول. حمله به پرل هاربر صرفاً پیش نیاز بود برای حمله موفقیت آمیز ژاپن به فیلیپین، مالایا، سنگاپور، برمه و هند شرقی هلند- پیروزی که توازن قدرت در اقیانوس آرام به طریق عمقی به هم زد که مساوی با کاری حسوب می‌گردد که هیتلر در بلیتزکرگ، در اروپا انجام داده بود، که در سال ۱۹۴۰ بود. صداهای قدرتمندی، به خصوص در نیروی دریایی آمریکا، به روزولت فشار می‌آوردند که روی جنگ در اقیانوس آرام تمرکز کند، و جنگ در اقیانوس اطلس به بریتانیا واگذار نماید. این تنش‌ها در طول جنگ ادامه داشتند. حتی تا امروز هم بریتانیا ناخودآگاه جنگ دوم جهانی را به عنوان یک جنگ اروپایی قبول دارد، جنگ در اقیانوس آرام فقط یک حاشیه به شمار می‌رود، در صورتی که آمریکایی‌ها وزنه بیشتری به مک آرتار، و نیتز می‌دهند، و نیروهایی که آنها در مقابل ژاپن انجام دادند. روس ها هم، شکست هیتلر را به حساب جبهه شرق اروپا و خودشان می‌گذارند که باعث برنده شدن جنگ شدند.

چرچیل برای کریسمس ۱۹۴۱ وارد واشنگتن شد، و با روزولت بر روی پلکان‌های کاخ سفید ظاهر شدند که چراغ‌های کریسمس را روشن کنند. وی برای سه هفته در واشنگتن اقامت کرد، اغلب با روزولت تا سحر مشغول صحبت می‌شد، و قابلیت وی برای مشروب خوری و صحبت کردن تا صبح همسر روزولت، النور روزولت را نگران کرده بود، که می‌ترسید شوهرش از خستگی کسالت پیدا کند. اگرچه دو رهبر مکاتبه‌های فشرده‌ای با هم داشتند، ملاقات‌های دوران جنگ آنها در مراحل اول فقط ۴ روز بود بر روی عرشه کشتی در خلیج پلاسنشیا که به منشور آتلانتیک پایان رسید در “ارکادییا” اسم کدی که به این ملاقات دوم دوره جنگ داده شده بود، آشنایی تبدیل به دوستی نزدیک گردید. هری هاپکینز، مشاور مخصوص روزولت ک داستانی را تعریف می‌کرد، “یک روز روزولت یک مرتبه وارد سوئیت چرچیل شد، چرچیل بدون خبر داشتن از بودن روزولت، بدون لباس، خیس، بدون هر پوششی از حمام بیرون آمد. روزولت عذرخواهی کرد، و عقب نشینی کرد و خواست وارد اتاق دیگری بشود. چرچیل روزولت را صدا زد که جایی نرود. سپس به او گفت نخست وزیر بریتانیایی کبیری چیزی ندارد که از رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا پنهان نگه دارد.”2

در ۱9۴۲ “روابط خاص” بین چرچیل و روزولت در حد نزدیک‌ترین خود بود. “تا آخرین لحظه‌ها به من اطمینان کن.”3 حرفی که روزولت به چرچیل گفت، پس از پایان ملاقات آرکادیا، و بعد از اینکه او پیام تبریک دوستانه تولدش را در پایان ژانویه از چرچیل دریافت نمود، روزولت طی پیامی به چرچیل گفت، “خوشحالم که تولدم در همان دهه است که تولد شما می‌باشد.”4 پیام‌های گرم و خصوصی اینطور مخلوط بودند با مکاتبات سنگین استراتژیکی که ناگهان چند تصمیم سریع دیپلماتیکی شلیک می‌شدند. چرچیل بعدها در خاطرات خود یادآور می‌شود: “روابط بین من با روزولت تدریجا آنقدر نزدیک شد که کارهای مهم بین دو کشورمان از طریق تبادلات پیام‌های شخصی بین او و من انجام می‌گرفت.”5 چرچیل به آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه در سال ۱۹۴۲ گفت: “تمام سیستم من بر اساس مشارکت با روزولت می‌باشد.”6

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!