بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

بریتانیایی‌ها بسیار عصبانی بودند، آنها بیشتر نیروها را ارائه داده بودند به فرمانده‌ای جنوب آسیا، و به خصوص از این عصبانی بودند که پیروزی ۱۹۴۴ در برمه را آمریکایی‌ها به حساب خود گذاشتند بدون هرگونه ذکری از ژنرال سر ویلیام اسلیم و قشون چهاردهم وی.

در این اختلافات برای آمریکا آسان بود که نقش ایدئالیستی را بازی کند که علاقمند به مادیات نمی‌باشد. برخلاف بریتانیا که هنوز بر یک چهارم جهان حکومت می‌کرد، و آمریکا فقط چند مستعمره داشت اصلی‌ترین آن فیلیپین می‌بود که آماده استقلال پس از جنگ بود. اما در واقعیت ضد امپراتوری بودند و شعارهای ضد امپریالیزم آمریکا یک موضوع منافع ملی آن کشور محسوب می‌شد. تجار آمریکایی خواهان دسترسی به بازارهای بودند که سیاست “اول امپراطوری” بریتانیا اجازه نمی‌داد آنها دسترسی به بازارهای امپراتوری بریتانیا داشته باشند. ارتش آمریکا چشم داشت به جزایر ژاپنی وسط اقیانوس آرام، مانند جزایر مارشال و کارولینز، که بعد از جنگ جهانی دوم آنها پایگاه‌های نیروی دریایی، و هوایی آمریکا بشوند. و اصرار روزولت که رژیم چانگ های چک در چین باید یکی از قدرت های بزرگ تلقی شود، “ادعایی که چرچیل آنرا کاملا مسخره می دانست،”32 زیرا آمریکا می خواست با تلقی کردن رژیم چین به عنوان قدرت بزرگ همراه، و دوست در کنفرانس جنگ برای خود داشته باشد. به عبارت دیگر شعارهای ایده آلیستی آمریکا که دنبال چیزی نمی باشد کاملا تظاهر و دروغ بودند. بقول ژنرال آیزنهاور “بریتانیایی ها ناخودآگاه به هر مشکل نظامی از دید حفظ منافع امپراتوری نگاه می‌کنند، به همان اندازه که ما نگاهمان از دید منافع آمریکا می‌باشد.”33

بنابراین بریتانیا با رضایت قادر بود راجع به رفتار آمریکا نسبت با سیاه پوستان حرفی برای گفتن داشته باشد. ارتش آمریکا هنوز در زمان جنگ جهانی دوم جدا شده بود، سیاه پوستان کارهای کارگری را انجام می‌دادند، مانند آشپزی، راننده کامیون تا اینکه در خط مقدم جنگ شرکت داشته باشند. بر اساس گروه‌های فشار سیاه پوستان وزارت دفاع آمریکا موافقت کرد که مقداری نیروی نظامی سیاه پوست به خارج اعزام نماید تا روز ۱۰ دی (ششم ژوئن1944) بیش از ۱۰۰ هزار سرباز سیاه پوست در بریتانیا مستقر بودند. در کل همه آنها مورد استقبال مردم بریتانیا قرار گرفتند، که اغلب آنها غیر سفید پوست ندیده بودند. سربازان سیاه پوست بخاطر تربیت خوب و خوش برخورد بودن بیشتر در بریتانیا محبوب بودند تا سربازان سفید پوست آمریکایی که اغلب بی تربیت و بد اخلاق بودند. سربازان سیاه پوست از مهارتهای موسیقی بخصوص موسیقی جاز هم برخوردار بودند که این خود بیشتر مورد استقبال بریتانیایی ها قرار گرفت. ژزف کرتیس که یک معلم مدرسه سیاه پوست اهل واشنگتن دی.سی بود تعجب کرد که بریتانیایی ها آنطور که تصور می کرد نژاد پرست نیستند. او بیاد می آورد در کرنوال، در بریتانیا، خانواده ای که با او آشنا شدند، و او را به نام فرزند خود می نامیدند، و با آن جیره بندی سخت، برای وی کیک تولد کوچکی درست کردند.34

بر خلاف جنوب ایالات متحده آمریکا که اغلب سیاه پوستان زندگی می کردند، بریتانیا جداگانه رفتار نمی کرد. سیاهان می توانستند به بار، مغازه، تالارهای رقص و تمام مکانهای عمومی بروند. اما مقامات ارتش آمریکا در بریتانیا مطمئن بودند که این باعث دردسر در آمریکا خواهد گردید. سربازان سفیدپوست به مسافرت، و خوش گذرانی عادت داشتند بدون آنکه با سیاه پوستان تماسی داشته باشند. در نتیجه ارتش رفتار غیرمحسوس تبعیضانه خود را انجام داد. به این معنی که به واحدهای سفیدپوست و سیاه پوست در روزهای متفاوت هفته مرخصی می داد. رفتن به شهرهای نزدیک پایگاههای آمریکایی در بریتانیا یک شب مخصوص سیاهان می شد، و یک روز مخصوص سفیدها، و پلیس ارتش آمریکا که اغلب سفیدپوست بودند با افرادی که رعایت نمی کردند و دردسر ایجاد می کردند با خشونت رفتار می کردند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!