بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

بریتانیا و آمریکا نیاز متقابل و همکاری استراتژیک 1945-1941

این توافق ها بستگی به اعتماد متقابل داشت. اغلب شرکت کنندگان بریتانیایی و آمریکایی ها کنفرانس را با امید ترک کردند که اعتماد متقابل انجام گرفته است. بعدها هری هاپکینز گفت: “روس ها ثابت کردند که می توانند معقول و آینده بین باشند، و شکی در ذهن رییس جمهور و هیچ یک از ما نبود که می توانیم با آن ها زندگی کنیم و با صلح و آرامش در کنار یکدیگر باشیم تا آنجاییکه می توانستیم آینده را پیش بینی کنیم.”65 حتی چرچیل هم خوش بین بود. وی به وزرای خود در بیست و سوم فوریه گزارش داد: “بیچاره نورلین چمبرلین فکر کرد می تواند به هیتلر اعتماد کند. اشتباه کرد. اما من فکر نمی کنم قضاوتم نسبت به اعتماد کردن به استالین اشتباه باشد.”66

خوش بینی چرچیل دوام نیاورد. رفتار روسیه با دشمنان قدیمی خود، لهستان، رومانی، و بلغارستان تغییری نکرد و استالین هیچ تغییر روشی نسبت به آن ها نداد، و امید انتخابات آزاد برای لهستان سریع از بین رفت. چرچیل سریع دیپلماسی انگلیس-آمریکا را درصدد به چرخش درآوردن نمد که فشار برروی روسیه آورده شود که به توافقهای خود در یالتا وفادار باشد. اما در دوازدهم آوریل ناگهان روزولت فوت کرد، علت مرگ وی خونریزی مغزی بود، و چرچیل بسیار از درگذشت روزولت بعنوان یک دوست غمگین شده بود. چرچیل پیام به خانم روزولت فرستاد: “من دوست عزیزی را از دست دادم، دوستی که نزدیکی وی در اوج آتش جنگ شکل گرفت.” وی به مجلس عوام گفت که “در فرانکلین روزولت بزرگترین دوستی که همه ما هرگز داشتیم درگذشت، او بزرگترین قهرمان آزادی بود که کمک و راحتی از جهان جدید به جهان قدیم آورد.”67

ولی غم چرچیل و نبخشیدن روسیه و عصبانیت وی نسبت به روس ها، شادی پیروزی را خراب نکرد. در هفتم ماه مه خبر رسید که آلمان تسلیم شده است. روز بعد روز تعطیل ملی اعلام گردید در بریتانیا، با فستیوالهای متعدد، و شکرگذاری در کلیساها. در شب ها چراغ ها و سرور شهرها را فرا گرفت. در روایت هال، بخش ادارات دولتی بریتانیا، و منطقه وایت ها، لندنی ها به چرچیل هجوم بردند. انتونی ایدن، یکی از نزدیکترین همکاران چرچیل به چرچیل نوشت: “شما بودید که در اوج تاریک ترین روزها به ما روحیه دادید، و مشوق ما بودید، بدون شما این روز پیروزی بوجود نمی آمد.”68

اما جنگ تمام نشده بود. ژاپن هنوز تسلیم نشده بود و برای اغلب آمریکایی ها جنگ با ژاپن و اقیانوس آرام مهم بود. از سال ۱۹۴۲ صحنه اصلی جنگ صحنه جنگ اقیانوس آرام بشمار می رفت و آنجا مرکز فرماندهی آمریکا بوده، با ژنرال داگلاس مک آرتور بسختی درصدد برگشت به فیلیپین از استرالیا، در حالی که دریاسالار چستر نیمیتز و نیروهای وی داشتند در پهنه اقیانوس آرام از پرل هاربر حرکت می کردند. بریتانیایی ها در این قسمت از جنگ چیزی برای گفتن نداشتند. آنها حتی مشکل داشتند که در بخش سفیدپوست امپراطوری خود که آسیا استرالیا باشد بمانند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!