۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

در نهایت، ایدن به دلیل انجام عمل جراحی، از روند تصمیم‌گیری کنار رفت و تا اکتبر 1953 به وزارت خارجه بازنگشت.35 به همین دلیل، تصمیم نهایی برای صدور مجوز کودتا، مستقیماً توسط نخست‌وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل، گرفته شد.

چرچیل همواره درگیر سیاست‌های کلان مرتبط با نفت ایران بود. او نقش کلیدی در تبدیل نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا از زغال‌سنگ به نفت داشت و همچنین در خرید اکثریت سهام شرکت نفت ایران و انگلیس توسط دولت بریتانیا نقشی اساسی ایفا کرد. بنابراین، توجه چرچیل به قدرت سیاسی نفت ایران از مدت‌ها پیش از جنگ جهانی اول آغاز شده بود. در همان دوران، چرچیل محاسبه کرده بود که صرفه‌جویی ناشی از کاهش هزینه‌های نفت، حدود 40 میلیون پوند خواهد بود.

او در این رابطه اظهار داشت:

“بر این اساس، ممکن است سودهای حاصل از این سرمایه‌گذاری، اعم از بالفعل و بالقوه، به حدی برسد که نه‌تنها تمام برنامه ساخت کشتی‌های کوچک و بزرگ سال جاری و تأسیسات نفتی پیش از جنگ را تأمین کند، بلکه روزی بتوانیم ادعا کنیم که ناوگان عظیمی که در سالهای 1912، 1913 و 1914 ساخته شد—بزرگترین ناوگانی که تاکنون در چنین بازه زمانی کوتاهی توسط یک قدرت دریایی ساخته شده—بدون صرف حتی یک پنی از مالیات‌دهندگان بریتانیایی به نیروی دریایی این کشور اضافه شد”.36

بنابراین، چرچیل انگیزه زیادی برای پیگیری بحران شرکت نفت ایران و انگلیس داشت. چرچیل به عملیات‌های پرهیجان علاقه داشت و دیپلمات‌های محتاط را بی‌کفایت می‌دانست. از این رو، زمانی که آنتونی ایدن بیمار شد، چرچیل شخصاً مسئولیت امور خارجی را بر عهده گرفت. پس از چندین گفتوگو با وودهاوس، چرچیل از لندن فرمان اجرای عملیات را صادر کرد. تاریخ عملیات برای اواسط اوت 1953 تعیین شد. همانند چرچیل، دوایت آیزنهاور نیز به جزئیات تسلط داشت و به اسناد و مدارک توجه ویژهای نشان می‌داد. او نیز مجوز اجرای عملیات را صادر کرد. این طرح در آمریکا به “عملیات آژاکس” و در بریتانیا به “عملیات بوت” مشهور شد.

عملیات آژاکس، مانند عملیات بوت، بر شبکه‌ای از افراد بانفوذ ایرانی متکی بود. این دو شبکه اکنون به‌صورت هماهنگ فعالیت می‌کردند. ازآنجاکه هیچ مقام رسمی بریتانیایی نمی‌توانست وارد ایران شود، کرمیت روزولت، رئیس عملیات سیا در خاورمیانه، گزینه اصلی برای هدایت کودتا بود. روزولت در 6 ژوئیه 1953 وارد ایران شد و اختیار کامل هماهنگی جزئیات عملیات را دریافت کرد. او در این مأموریت با ژنرال نورمن شوارتسکف (در آن زمان سرتیپ)، که مسئولیت کلی عملیات را بر عهده داشت و پیشتر به مدت شش سال در ایران به‌عنوان فرمانده ژاندارمری شاه خدمت کرده بود، همکاری کرد.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!