۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

این نگرانی وجود داشت که مصدق در برابر کمونیسم نرمش نشان دهد و بسیار بعید به نظر میرسید که او [مصدق] اقدامی در جهت مهار کمونیسم در ایران انجام دهد. تنها راه جلوگیری از این وضعیت، روی کار آمدن یک دولت قدرتمند طرفدار غرب بود.19 وزارت خارجه بریتانیا چنین نتیجه گرفت: «دیگر امیدی به توافق با مصدق نداریم و بنابراین، جایگزینی او مطلوب به نظر می‌رسد».20

برت‌هود، معاون معاونت امور خارجه سفارت بریتانیا در تهران، در گزارشی که در سال 1951 به وزارت خارجه ارسال کرده بود، نوشته بود: «در مجلس شورای ملی ایران، مخالفان کافی برای برکناری آقای مصدق وجود دارد».21

دولت بریتانیا بر این باور بود که دیگر امکان هیچگونه تعامل و مذاکرهای با دکتر مصدق وجود ندارد و هرگونه گفتوگوی آتی باید با نخستوزیری جدید صورت گیرد؛ در این میان، باید تا حد امکان موقعیت دکتر مصدق تضعیف شود.22

پشت پرده، فعالیت‌های محرمانه‌ای در جریان بود. عوامل مخفی بریتانیا به لندن گزارش داده بودند که گروه‌های متعددی در ایران با مصدق مخالف‌اند و با حمایت، ازجمله کمک مالی بریتانیا، می‌توان آنها را به سرنگونی او ترغیب کرد. ازجمله مخالفان مصدق، بدنه اداری کشور و رهبران مذهبی بودند، چراکه او بر اساس سیاست‌های حزب توده، قصد داشت صنایع را ملی‌سازی کند و به زنان حق رأی بدهد؛ اقداماتی که هر دو مغایر با اصول اسلامی تلقی می‌شدند.23 افزون بر این، مشروطه‌خواهان، و همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، ارتش، زمینداران، تجار و سیاستمداران نیز از مخالفان مصدق محسوب می‌شدند.

در بخش‌های ابتدایی این کتاب، از بنجامین دیزرائیلی، نخست‌وزیر محافظه‌کار، نقل کردم که «دولت‌ها بخش

عمده‌ای از قوانین خود را در پرونده‌های بایگانی‌شده دولت‌های پیشین می‌یابند».24

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!