بازگشت حزب محافظهکار به قدرت در ۱۹۵۱ و بحران ملیسازی شرکت نفت انگلیس–ایران.
(4)عدم تبعیض.23
اما دیدگاه مصدق این بود که:
هیچ سازمان خارجی نمیتواند بهطور یکپارچه مسئولیت مراحل مختلف صنعت نفت را بر عهده بگیرد و هیچ نهادی نیز نباید انحصار بازاریابی نفت ایران را در اختیار داشته باشد. هرگونه عدول از این اصول به معنای خیانت به اصل ملیسازی خواهد بود.24
در مقابل، بریتانیاییها نیز قاطعانه بر موضع خود پافشاری میکردند که مدیریت نفت ایران را تنها در شرایطی میپذیرند که مطابق با منافع و کنترل خودشان باشد. آنها بهویژه حاضر نبودند در بازار آزاد با سایر توزیعکنندگان نفت از همان منبع رقابت کنند.25
این دو دیدگاه کاملًا متضاد و غیرقابل مصالحه بودند و هیچیک از طرفین دلیلی برای عقبنشینی نمیدید. دین اچسون، وزیر خارجه آمریکا، پس از آخرین دیدارش با آنتونی ایدن در پاریس، به وزارت امور خارجه ایالات متحده تلفن کرد و درخواست کرد که به دکتر مصدق که در ایالات متحده منتظر نتیجه مذاکرات با ایدن بود، اطلاع دهند که بریتانیا این پیشنهاد را رد کرده است. در 8 نوامبر 1951، به دکتر مصدق اطلاع داده شد که توافقی برای حل مسئله حاصل نشده است.
همزمان در لندن، وزیر هماهنگی حملونقل، سوخت و انرژی اعلام کرد:
«بر اساس درخواست نخستوزیر، جدیدترین پیشنهادهای آمریکا برای حلوفصل مناقشه نفتی ایران و بریتانیا، که توسط وزیر امور خارجه ایالات متحده به وزیر امور خارجه بریتانیا در پاریس ارائه شده است، مورد بررسی قرار گرفت. این پیشنهادها پس از گفتوگو با نخستوزیر ایران در واشنگتن تدوین شده بود. با این حال، این طرحها نه تنها بازگشت مالی کافی را برای سرمایهای که در ایران سرمایهگذاری کردهایم تأمین نمیکند، بلکه هیچ تضمینی مبنی بر اینکه پالایشگاه آبادان توسط متخصصان بریتانیایی اداره خواهد شد، ارائه نمیدهد. از این رو، پیشنهادهای جایگزینی برای بحث و مذاکره با آقای اچسون در پاریس تدوین شد. این پیشنهادها مبتنی بر این اصل بودند که شرکتهای نفتی آمریکایی باید با ما در اداره پالایشگاه آبادان همکاری کنند و در مقابل، سهمی از امتیازات نفتی آنها در عربستان سعودی به بریتانیا واگذار شود. پیشنهادهای آمریکایی بهعنوان مبنایی برای مذاکرات مجدد با دولت ایران قابلقبول نبود».26
در تاریخ 13 نوامبر، وزارت امور خارجه ایالات متحده اعلام کرد که تلاشهای این کشور برای میانجیگری در اختلافات نفتی میان ایران و بریتانیا بینتیجه مانده و در جریان سفر دکتر مصدق به آمریکا، هیچ مبنای جدیدی برای حلوفصل این مسئله به دست نیامده است.
آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه محافظهکار بریتانیا، فردی آشنا با مسائل ایران بود. او در دانشگاه آکسفورد زبان فارسی خوانده بود و همواره از آن بهعنوان «ایتالیایی شرق» یاد میکرد.27 در زمان بحران نفتی ایران در سال 1933، که در بخشهای پیشین این پژوهش مورد بحث قرار گرفته است، وی در مقام معاون پارلمانی وزارت خارجه بریتانیا خدمت میکرد. او همچنین به ایران سفر کرده و از میادین نفتی این کشور بازدید کرده بود. در سال 1951، ایدن ایرانیان را به «سرقت اموال بریتانیا» متهم کرد.


