۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

۱۹۵۴: دولت محافظه‌کار بریتانیا و پایان بحرانِ ملی‌سازی شرکت نفت انگلیس–ایران.

با پیروزی دوییت دی. آیزنهاوور در انتخابات ریاست‌جمهوری نوامبر 1952، وودهاوس فرایند برنامه‌ریزی مخفیانه خودرا به پایان رسانده بود. پیروزی آیزنهاوور، چشم‌انداز رهبری فعال‌تری نسبت به دوران ترومن را برای سیا فراهم کرد.

همانطور که پیشتر در این فصل توضیح داده شد، تا سال 1953، مصدق در حال از دست دادن حمایت متحدان خود بود و در عین حال از سوی حزب توده (حزب کمونیست ایران)پشتیبانی می‌شد. موضع سرسختانه‌ای که مصدق اتخاذ کرده بود، نگرانی ایالات متحده از نفوذ کمونیسم در ایران، حمایت حزب توده از مصدق در سال 1953 و تهدید شوروی، موجب شد آمریکا سیاست خود را از دیپلماسی به مداخله تغییر دهد. دولت ایالات متحده مصدق را عاملی بی‌ثبات‌کننده می‌دید و به این نتیجه رسید که سرنگونی او راه‌حلی برای بحران ایران خواهد بود.

دولت جدیدجمهوری‌خواه دولت آیزنهاور نگران تسلط کمونیسم بر ایران و دسترسی غرب به منابع غنی نفت ایران بود. آیزنهاور سرانجام به این دیدگاه رسید که راه‌حل بحران، مداخله و سرنگونی دولت مصدق است. این تصمیم تحت تأثیر پایان جنگ کره نیز قرار گرفت، چراکه با کاهش درگیریهای آن جنگ، نیروی انسانی بیشتری در اختیار غرب قرار میگرفت. از سوی دیگر، در هر دو سوی آتلانتیک، محافظهکاران در قدرت بودند. دولت‌های بریتانیا و آمریکا، ملی‌گرایی را در منطقه‌ای که از نظر استراتژیک حیاتی و دارای منافع مشترک برای هر دو کشور بود، خطری جدی می‌دانستند. در همین راستا، وودهاوس به همتایان خود در سازمان سیا هشدار داد که اگر اقدامی علیه دکتر مصدق انجام نشود، احتمال وقوع یک کودتای کمونیستی از سوی حزب توده در ایران وجود دارد.

در واشنگتن، سی. ام. وودهاوس طرح خود را برای کودتا در ایران به سیا ارائه داد. این طرح بر اساس سازماندهی مالی گسترده برادران رشیدیان در تهران شکل گرفته بود. به گفته وودهاوس، این سازمان شامل افسران عالیرتبه ارتش و پلیس، نمایندگان مجلس، روحانیون، تجار، سردبیران روزنامه‌ها، سیاستمداران کهنه‌کار و رهبران اوباش بود. علاوه بر این، بریتانیا از مدت‌ها پیش با سران قبایل جنوب ایران ارتباط نزدیکی داشت و این پیوندها نیز در کودتا مورد استفاده قرار گرفت.31

در جریان این سفر، وودهاوس با کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، دیدار کرد. کرمیت روزولت رئیس عملیات سازمان سیا در خاورمیانه بود و به‌تازگی از تهران بازگشته بود. وودهاوس پیشنهاد بریتانیا را به او ارائه داد. روزولت پاسخ داد که خود نیز در حال بررسی ایدهای مشابه بوده و از طرف برخی شخصیت‌های بانفوذ ایرانی پیشنهادهایی دریافت کرده است.33 پاییز و زمستان 1952، دوران شکل‌گیری طرح عملیاتی مخفیانه انگلو- آمریکایی علیه مصدق بود، اما تا ژوئیه 1953، دولت آیزنهاور تصمیم قاطعی برای اجرای آن نگرفت. در این مقطع، جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه آمریکا، ریاست نشستی را در واشنگتن بر عهده گرفت و دستور اجرای عملیات را صادر کرد.

در این میان، اتفاقی طنزآمیز در بریتانیا رخ داد. همان‌طور که پیشتر اشاره شد، هربرت موریسون، وزیر خارجه دولت کارگری، نخستین فردی بود که دستور سرنگونی مصدق از طریق عملیات مخفیانه را صادر کرد، اما آنتونی ایدن، وزیر خارجه محافظه‌کار بریتانیا، با وجود خشم شدید از ملی شدن نفت ایران، در اتخاذ این‌گونه اقدامات مردد بود. ایدن این عملیات را اقدامی مستقیم، آشکار و پرمخاطره می‌دانست. او به وینستون چرچیل گفت: “آمریکایی‌ها همیشه مشتاق انجام اقدامی فوری هستند».34

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!