بریتانیا دیگر یک قدرت جهانی قادر به اقدام مستقل نیست: بحران ملی شدن نفت انگلیس- ایران (Anglo – Iranian) به عنوان نمونهای که بریتانیا میبایست از آن در بحران کانال سوئز 1956 درس میگرفت
چرچیل در آن زمان محاسبه کرده بود که صرفهجویی در قیمت پرداختشده برای نفت به تنهایی حدود ۴۰ میلیون پوند خواهد بود و اظهار داشت: «بر این اساس ممکن است سود کل، اعم از واقعی و بالقوه، از این سرمایهگذاری به حدی برآورد شود که نه تنها بتواند تمام برنامه کشتیهای بزرگ و کوچک آن سال و کل تاسیسات سوخت نفت پیش از جنگ را پوشش دهد، بلکه به طوری معقول انتظار میرود روزی بتوانیم ادعا کنیم که عظیمترین ناوگانهایی که در سالهای ۱۹۱۲، ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ ساخته شد، بدون هیچ هزینهای برای مالیاتدهندگان به نیروی دریایی بریتانیا افزوده شده است.» ۳۶
بنابراین، چرچیل همه دلایل لازم برای علاقهمندی به بحران شرکت نفت ایران و انگلیس را داشت. «چرچیل از عملیاتهای پرهیجان لذت میبرد و به دیپلماتهای محتاط احترام زیادی نمیگذاشت». ۳۷
از این رو، وقتی ادن بیمار شد، چرچیل مسئولیت امور خارجه را بر عهده گرفت. پس از چندین گفتگو با وودهوس، اختیار لازم از لندن صادر شد و تاریخ انجام عملیات برای اواسط آگوست ۱۹۵۳ تعیین شد. مشابه چرچیل، آیزنهاور نیز به جزئیات تسلط داشت و به اسناد توجه میکرد و به عملیات تأیید نهایی داد.
عملیات «آژاکس» نام آمریکایی و عملیات «بوت» نام بریتانیایی طرح ضد مصدق بود. عملیات آژاکس، مانند عملیات بوت، بر پایه نفوذداران ایرانی طراحی شده بود.
دو شبکه اکنون بهطور نزدیک با یکدیگر همکاری کردند. از آنجا که هیچ مقام بریتانیایی دیگر نمیتوانست وارد ایران شود، کرمیت روزولت مرد واضحی برای رهبری کودتا شد. روزولت در تاریخ ۶ ژوئیه ۱۹۵۳ به ایران رفت و مجاز شد که تمام جزئیات عملیات را هماهنگ کند، با ژنرال نورمن شوارتسکوف (در آن زمان بریگادیرژنرال) که مسئول کل عملیات بود و به مدت شش سال در ایران به عنوان رئیس ژاندارمری شاه خدمت کرده بود.
به برادران رشیدیان یک فرستنده رادیویی داده شد تا ارتباط خود را با MI6 حفظ کنند و وودهوس نیز همتای خود در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) را با دیگر متحدان مفید در ایران مرتبط ساخت. ۳۸
در جنوب ایران، برخی از رهبران قبیلهای تحت پرداخت MI6 بودند. هر دو بخش شهری و روستایی بهطور همزمان فعال میشدند تا حمایت حزب توده از مصدق را خنثی کنند. ۳۹
به برادران رشیدیان مشاوره داده شد و از طریق رادیو درباره فعالیتهای ضد مصدق که از بیروت و قبرس رصد میشد، بهروز نگه داشته میشدند. نیروهای مخالف مصدق در حال رشد و تقویت بیشتر بودند؛ در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۵۳، تظاهراتی به سمت خانه مصدق حرکت کرد. او تلاش نکرد با زور مقاومت کند و به سرعت بازداشت شد.
کرمیت روزولت بلافاصله به لندن پرواز کرد تا به همکاران خود در MI6 و چرچیل گزارش دهد.
بنابراین، ادعای دیزرائیل که گفته بود «دولتها غالباً سیاستهای پیشینیان خود را ادامه میدهند» بهخوبی توجیه داشت. در واقع، این موضوع صادق بود. برنامه برکناری مصدق به روشهای مخفیانه تحت دولت کارگری آغاز شده بود و توسط دولت محافظهکار اجرا شد.
بهزودی پس از سرنگونی مصدق، ژنرال فضلالله زاهدی که توسط شاه به عنوان نخستوزیر منصوب شده بود، کابینه خود را انتخاب کرد.


