بریتانیا دیگر یک قدرت جهانی قادر به اقدام مستقل نیست: بحران ملی شدن نفت انگلیس- ایران (Anglo – Iranian) به عنوان نمونه‌ای که بریتانیا می‌بایست از آن در بحران کانال سوئز 1956 درس می‌گرفت

بریتانیا دیگر یک قدرت جهانی قادر به اقدام مستقل نیست: بحران ملی شدن نفت انگلیس- ایران (Anglo – Iranian) به عنوان نمونه‌ای که بریتانیا می‌بایست از آن در بحران کانال سوئز 1956 درس می‌گرفت

در ۱۲ اوت ۱۹۵۳، مصدق اعلام کرد که بر اساس نتیجهٔ همه‌پرسی، قصد دارد مجلس شورای ملی را منحل کند. 15

نمایندگان مخالف مجلس را در اختیار گرفتند. شاه مصدق را برکنار کرد و به جای او، ژنرال فضل‌الله زاهدی را به عنوان نخست‌وزیر جدید و فرمانده کل ارتش منصوب نمود. مصدق از کناره‌گیری خودداری کرد؛ در تهران گروه‌هایی از جمعیت شعار جمهوری سر دادند و مجلس منحل اعلام شد. حزب کمونیست ایران، یعنی حزب توده، از مصدق حمایت کرد و خواستار تشکیل «جمهوری دموکراتیک مردمی» شد. هم‌زمان، اتحاد شوروی اعلام کرد که از ایران حمایت خواهد کرد. 16

با این حال، برخی از متحدان مصدق دچار سرخوردگی شدند و از او روی گرداندند. به باور آنان: «او همه‌پرسی برگزار کرد و پیروزی‌ای در مقیاسی شوروی‌گونه به دست آورد و بدین‌سان سلطهٔ ظاهراً کامل خود را تثبیت کرد. اما دیگر در مسیر سیاست‌هایی که سراسر عمر خود را وقف آن‌ها کرده بود حرکت نمی‌کرد. او که مدافع قانون اساسی در برابر شاه بود، اکنون با جمعیت‌های خیابانی برای براندازی هم‌پیمان شده بود؛ او که مخالف نفوذ شوروی بود، اکنون از سوی حزب توده و حامیان شورویِ آنان پشتیبانی می‌شد.» 17

هراس از نفوذ کمونیسم در ایران و «چالش شوروی» که هر دو کشور (بریتانیا و ایالات متحده) خود را در برابر آن تهدیدشده می‌دیدند، لندن و واشنگتن را هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک کرد. 18پیش‌تر، در سال ۱۹۵۲، در جریان دیدار مشترک انگلیسی–آمریکایی در واشنگتن در اول فوریه برای بررسی اختلاف نفتی میان بریتانیا و ایران، بحران ایران مورد بحث قرار گرفته بود. در آن نشست توافق شد که: «تقریباً قطعی است که حزب چپ‌گرای توده از آشفتگی‌های ناشی از بحران بهره‌برداری خواهد کرد؛ آشفتگی‌ای که می‌تواند به شکل‌گیری دولتی بینجامد که یا در آن کمونیست‌ها نفوذ کرده باشند یا تحت سلطه آنان باشد.» همچنین بیم آن می‌رفت که مصدق در برابر کمونیسم نرمش نشان دهد و بسیار بعید به نظر می‌رسید که او اقدامی مؤثر برای مهار کمونیسم در ایران انجام دهد.

این تنها با یک دولت قوی طرفدار غرب قابل کنترل بود. 19 «ما دیگر امیدی به رسیدن به توافق با مصدق نداریم و بنابراین جایگزینی او ضروری شده است.» ۲۰

این نظر وزارت امور خارجه بریتانیا بود. برتود، معاون وزیر در سفارت بریتانیا در تهران، در سال ۱۹۵۱ در گزارشی به وزارت امور خارجه نوشته بود: «هم‌اکنون مخالفت کافی در مجلس برای برکناری آقای مصدق وجود دارد.» ۲۱

دیدگاه دولت بریتانیا چنین بود که دیگر هیچ معامله‌ای با دکتر مصدق ممکن نیست و مذاکرات آینده باید با نخست‌وزیر جدید انجام شود؛ در این فاصله، 22ما باید تا حد ممکن موقعیت دکتر مصدق را تضعیف کنیم.

در پشت صحنه فعالیت‌های محرمانه در جریان بود. مأموران مخفی بریتانیا به لندن گزارش داده بودند که در ایران عناصر زیادی ضد مصدق وجود دارند که با تشویق، از جمله پرداخت پول نقد، از سوی بریتانیا، می‌توانند مصدق را سرنگون کنند. کسانی که علیه نخست‌وزیر مصدق شدند، شامل کارمندان دولت، رهبران اسلامی بودند. مصدق «در مسیرهایی که حزب توده تعیین کرده بود، پیشنهاد ملی کردن شرکت‌ها و اعطای حقوق به زنان را می‌داد؛ هر دو اقدام ضداسلامی محسوب می‌شدند.» ۲۳

علاوه بر این‌ها، مخالفان مصدق شامل قانون‌گرایان، و همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، ارتش، مالکین زمین، تاجران و سیاستمداران بودند.

This is a unique website which will require a more modern browser to work!

Please upgrade today!